وب‌سایت چیدانه: استان های گیلان و مازندران، دو استان پرطرفدار کشور برای مسافرت هستند. طبیعت بکر و مناطق دیدنی زیاد آن ها باعث می شود تا بشود از هر فرصتی برای سفر به این دو استان شمالی استفاده کرد. امروز  می خواهیم مناطقی از این دو استان را به شما معرفی کنیم که شاید کمتر کسی آن ها را بشناسد تا در سفر بعدی تان به این دو استان، جاهای جدیدی را تجربه کنید، با ما تا انتهای این مطلب همراه باشید.

۱. جنگل مه آلود پاسند

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

اگر برای گردش و تفریح استان مازندران را انتخاب کرده اید پیشنهاد می کنم این سفر را به طرف شرق استان مازندران ادامه دهید تا به شهرستان بهشهر برسید. روستای زیبای پاسند و منطقه زیبای پاسند رز درست بعد از طی سه کیلومتر به سمت شرق در سمت راست اتوبان در جوار رودخانه پاسند با تابلوی بزرگ خودنمایی می کند . جنگل بکر و دست نخورده که سالانه گروه های زیادی از جنگل انبوه آن دیدن می کنند.


۲. ییلاق اولسبلنگاه ماسال

آدرس: گیلان – ماسال‎ در فاصله حدود ۲۵ کیلومتری شمال غرب این شهرستان و در ارتفاعات کوه های تالش

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

اینجا ییلاقی ست خوش منظره، با پوشش مرتعی و تابستان نشین در ارتفاع ۱۴۸۹ متر از سطح دریای آزاد. این منطقه دارای مراتع بسیار بوده و خانه های موجود در آن اکثرا از چوب ساخته شده. ساکنان این منطقه از شهروندان ماسال هستن که برای استراحت و گذراندن فصل گرما در آنجا زندگی می کنند. هتل و مسافرپذیر ییلاقی زیبایی داره و گردشگرا و مسافرین زیادی و به سمت خودش جذب کرده است. اولسبلنگاه را باید از نزدیک دید و از طبیعت و طراوتش لذت برد.


۳. منطقه ییلاقی دشت النزه

آدرس: گیلان، ماسال، شاندرمن

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

مهم‌ترین هدف محور ییلاقی شاندرمن ییلاق دشت النزه‌ست. دشتی سرسبز و پهناور که از همه طرف با کوه‌های سرسبز احاطه شده است. روبروی این دشت بقعه امامزاده ابراهیم النزه قرار داره که تا آن جا ۵ دقیقه پیاده روی دارد. در پای بقعه درخت کهنسال افرایی دیده می‌شه که بالغ بر ۲۰۰ سال از عمرش می‌گذرد. به این درخت، نخ‌های رنگی، پارچه سبز رنگ و تکه سفال آویزان شده که نوعی نذر محسوب می‌شود. در این منطقه درختان ولیک سرخ و سیاه، گلابی وحشی، گردو، آلوچه وحشی دیده می‌شه، از دشت النزه به آبشار واشیاره راه داره که پیاده روی برای رسیدن به آن کمی زیاد است.


۴. تالاب کیاکلایه

آدرس: گیلان، لنگرود

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

تالاب کیاکلایه یکی از غنی ترین تالاب های گیلان از لحاظ تنوع گونه های حیاتی است. منظره های زیبایی که گیاهان در اطراف این تالاب به وجود آورده اند بسیار چشم نواز است. اما اگر بی توجهی مسئولین به این تالاب همچنان ادامه داشته باشد، به زودی این تالاب زیبا ار دست خواهد رفت.


۵. روستای صفرابسته

آدرس: گیلان، رشت، آستانه اشرفیه، جاده کیاشهر بعد از تمچال، روبروی پاسگاه پرکاپشت

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

 

روستایی در دامن طبیعت، زیبا و دیدنی. روستای صفرا بسته با ۱۲۵۸ نفر جمعیت دارای قدمت تاریخی ۱۵۰۰ ساله‌ است. یه منطقه گردشگری و توریستی با جاده ای زیبا و دیدنی. از جاذبه های توریستی روستای صفرا بسته وجود جاده های تونلی، جاده‌‌‌‌ای که سرپوشیده شده از درختان توسکاست، و در فصل های بهار و پائیز نقاش طبیعت زیبا ترین رنگ ها رو در اون بکار برده.


۶. دریاچه بره سر

آدرس: گیلان، رودبار، داماش

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

شاید بسیار ی از شما ندانید دریاچه ای زیبا و بکری کوچکتر در نزدیکی شهر بره سر قرار دارد که ویستان نامیده می شود . استخر ویستان (viyastan ) بره سر یکی از جاذبه های طبیعی و جزء مناطق نمونه گردشگری منطقه خورگام محسوب میشود که در بهار وتابستان مورد توجه گردشگران وطبیعت گردان بیشماری از سراسر ایران است.این استخر با داشتن محیطی مفرح وسالم در دل جنگل ، دارای گونه های مختلف از پرندگان ،انواع آبزیان می باشد. این دریاچه بطور طبیعی بر اثر زلزله بوجود امده و آب از کوههای اطراف تامین می شود و دارای یک موقعیت عالی و مناظر چشم نوازی می باشد.


۷. غار آویشوی

آدرس: گیلان، ماسال، ۴۰ کیلومتری شاندرمن

۷ مکان کمتر شناخته شده در شمال ایران برای سفر

ین غار در منطقه ای به همین نام در جنـوب ۴۰ کیلومتری غربی شهرستان شـاندرمن ماسـاله. یه غار آهکی با ستون های آهکیه که خیلی دیدنیـه و بزرگ ترین غار تو استان گیلانه که تا کنون بیش از دو هزار متـر از ژرفـای آن، توسط غار نوردان و کوه نـور دان محلـی مورد پیمایش و اکتشاف قرار گرفته. غار آویشوی بیش از ۷۵ میلیون سال قدمت داره. جالبه بدونین واسه رسیدن به این غار، از جنگل ها و چشمه های جوشان عبور می کنیم. در ضمن وجود قندیل ها و آبشارهای بی نظیر داخل غار باعث جذابیت دوچندان اون شده .



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


هفته نامه همشهری شش و هفت – حسن زندی: برای کسی که در شهر بزرگ زندگی کرده و هر چه دیده ساختمان بلند و دود و سروصدا بوده، بهترین مکان اقامتی در سفرخانه بوم گردی است. خانه هایی که در آرام ترین روستاها یا دنج ترین نقطه از شهرها راه اندازی شده اند و محیطی پر از وسایل دوست داشتنی را به گردشگر معرفی می کنند.

این خانه ها پر از فرهنگ بومی و داستان های محلی هستند. غذاهای خوشمزه به شما تعارف می کنند و شما را به شنیدن موسیقی محلی دعوت می کنند و نکته مهم تر این که هزینه اقامت در این خانه ها خیلی خیلی کمتر از هتل های آنچنانی و در عین حال صفای اقامت در آنها خیلی بیشتر از هتل ها و هتل آپارتمان هاست.

در سال های اخیر اقبال ایرانی ها به راه اندازی این خانه ها بیشتر شده و در نقاط مختلف کشور خانه های بوم گردی با نام های زیبا فعال شده اند. استان های گیلان اقامتگاه هایی با نام مسافرکاشانه دارند و خانه های محلی بهسازی شده در یزد فراوانند، در خوزستان با مضیف های عربی از مهمانان در اقامتگاه سنتی میزبانی می شود و در کرمان در اقامتگاه های کپری نوین از مهمانان پذیرایی می شود، اما ما سری به اقامتگاه های کمتر شناخته شده زده ایم؛ آنهایی که به تازگی بنا شده و حرف هایی برای گفتن دارند. پای صحبت های افرادی نشسته ایم که اقدام به راه اندازی خانه های بوم گردی در استان های خود کرده اند.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

اولین اقامتگاه بوم گردی سیستان و بلوچستان

«سالار رضایی» مدیر اقامتگاه بوم گردی روستای قلعه نو زابل اولین اقامتگاه بوم گردی استان سیستان و بلوچستان که لیسانس زبان و ادبیات انگلیسی است، می گوید در دانشگاه که بودم همیشه دوست داشتم با خارجی ها ارتباط بگیرم اما آن موقع راه های ارتباطی مثل امروز ساده نبود. هر چند تلاش می کردم بعد از اتمام تحصیل اقدام به راه اندازی یک آموزشگاه کردم.

همان موقع از طریق دوستانم با یک فرانسوی آشنا شدم که چند روزی به زابل آمد و مهمان من بود. خیلی خوشحال بودم چون زبان فرانسه یکی از علاقه مندی های من است. بعد از آن اتفاق مهمانان دیگری از کشورهای مختلف داشتم و کم کم ایده هایی در حوزه گردشگری به ذهنم آمد. در واقع آن مهمان فرانسوی دریچه ای شد برای ورود مهمانانی دیگر. با یکی از دوستانم در این زمینه صحبت کردم و قرار شد ایده های مشترکمان را عملی کنیم. راهی زاهدان (مرکز استان) شدیم و مجوز اولین خانه بوم گردی استان سیستان و بلوچستان را گرفتیم.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

اقامتگاه 50 ساله

اولین خانه بوم گردی سیستان و بلوچستان در روستای قلعه نو، از روستاهای بخش جزینک در شهرستان زهک که از شهرستان های منطقه سیستان است، قرار دارد. رضایی و همکارش یک خانه 50 ساله در یک روستای قدیمی را که تنها روستایی است که بافت سنتی سیستانی را حفظ کرده و به ماسوله شرق کشور شهره است، بازسازی کرده اند. خانه های این روستا به صورت پلکانی روی تپه ها بنا شده و همه آنها گنبدی شکل هستند. بادگیرهایی روی گنبدها قرار دارند که فضای زیبایی به روستا بخشیده اند. این روستا در نزدیکی شهر معبد غلامان قرار دارد که یک شهر باستانی 2500 ساله محسوب می شود. کنار روستا دو دریاچه زیباست و طبیعت بی نظیر آن مخصوصا در دوران کشت و کار چشم نواز است.

روستایی که خانه بوم گردی در آن قرار دارد 8 کیلومتر تا شهرستان زهک فاصله دارد و از امکانات خوبی برخوردار است. این اقامتگاه روی تپه قرار دارد و شکل و بافت آن انسان را به یاد گذشته ها می اندازد از روی بالکن منظره زیبایی رو به دشت و مزارع کشاورزی مشاهده می شود. پشت اتاق های خانه چند تپه وجود دارد که از بالای آنها می توان روستا و دریاچه را تماشا کرد. اینجا غذاها و نوشیدنی های محلی سیستان و بلوچستان سرو می شود، موسیقی اصیل سیستانی شنیده می شود و اتاق ها کاملا خشتی و گلی و مجهز به سرویس بهداشتی مخصوص ایرانی ها و خارجی ها و حمام، اما تزئینات خانه کاملا سنتی است.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

اینجا شب های زیبایی دارد و صنایع دستی منطقه سیستان برای کسانی که تمایل به آشنا شدن و خریدن دارند، مهیاست. یکسری برنامه های تفریحی مانند موسیقی و بازدید از روستا و محوطه های تاریخی همراه راهنمای گردشگری و کمپ زدن در کنار دریاچه، ماهیگیری، الاغ و شترسواری، تورهای سیستان گردی و سرویس ایاب و ذهاب هم به صورت جمعی و فردی برای اقامت کنندگان در نظر گرفته شده است. بزرگترین هدف راه اندازان این خانه معرفی سیستان و بلوچستان به جهان است. از شهر سوخته 5000 ساله تا کوه باستانی اوشیدا، از معبد غلامان تا آتشکده 3500 ساله کرکویه، از یازدهمین سرزمین خلق شده به دست اهورامزدا تا انبار غله ایران همه افتخارات سیستان بزرگ هستند و راه زیادی برای معرفی آنها وجود دارد.

خانه مادربزرگ اقامتگاه بوم گردی روستای الولک قزوین

سحر کاظمی از اهالی روستای الولک از توابع استان قزوین است. وی د ر رشته مدیریت بازرگانی تا مقطع کارشناسی ارشد ادامه تحصیل داده و در حال حاضر به عنوان راهنمای گردشگری در حوزه گردشگری و اختصاصا گردشگری روستایی در حال کار و فعالیت و کار است. کاظمی می گوید من از ابتدا به سفر و گردشگری علاقه داشتم اما انگیزه ای که باعث شد من به این مسیر سوق پیدا کنم، برگزاری تورهای دانش آموزی دانشگاه آزاد قزوین بود. از سال 90 دانشگاه آزاد قزوین تصمیم گرفت برای معرفی امکانات دانشگاه به نسل آینده و آشنایی آنها با فضاهای علمی خصوصا علوم روباتیک امکان حضور دانش آموزان در قالب تورهای دانش آموزی در دانشگاه را ایجاد کند.

شرکت کنندگان عموما دانش آموزانی از استان های همجوار بودند و این حضور باعث شد که به پیشنهاد من، آنها نیم روز بعدی را از اماکن تاریخی شهر قزوین بازدید کنند و مسئولیت هماهنگی به عهده خودم بود. این جریان باعث شد که هم شهر قزوین معرفی شود و هم من وارد فضای راهنمایی گردشگری شوم. این روند تا سال 93 ادامه داشت. اما جریان احداث اقامتگاه از آشنایی من با افسانه احسانی و موسسه آوای طبیعت شروع شد. بعد از آشنایی من با مفهوم اکوتوریسم و نقش گردشگری در حفظ و حراست از فرهنگ بومی با توجه به مسئولیت من در شورای روستا و با همکاری خانم احسانی در قدم اول، فرآیندی برای اجرای عروسک های محلی روستا شکل گرفت و بعد از آن برای معرفی اقامتگاه به اهالی، خانه ای را که خودم به عنوان محل سکونت اجاره کرده بودم به اقامتگاه تبدیل کردم.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

قابلیت های خانه مادربزرگ

این خانه در حریم روستا قرار دارد و بناهای تاریخی ثبت شده مانند بقعه سلطان ویس، کافر گنبد و آسیاب آبی زنده ای که به ترتیب به دوره سلجوقی، ایلخانی و احتمالا صفویه تعلق دارند. در جوار این روستا هستند. دسترسی این روستا به شهر قزوین ساده است و شما می توانید در کمتر از 15 دقیقه از یک فضای شهری وارد یک فضای طبیعی و نسبتا بکر شوید. فرهنگ روستا و تولیدات و محصولات روستا بسیار غنی است و روحیه مهمان پذیری اهالی روستا ظرفیت مناسبی برای حضور مسافر و یک نقطه قوت حساب می شود و دسترسی به تهران و کرج و آزادراه ها و بزرگراه های این شهر امکان جذب مسافر را بیشتر می کند.

این اقامتگاه امکان اسکان با ظرفیت 40 نفر به شیوه کاملا روستایی مطابق با شرایط فرهنگی روستا دارد و خدمات رستورانی مطابق با خوراک مرسوم در منطقه همراه با اجرای موسیقی زنده، موسیقی و رقص محلی و نقالی و پرده خوانی از مزایای آن است. امکان بازدید از فروشگاه صنایع دستی در داخل مجموعه و تورهای جانبی بازدید از جاذبه های شهر قزوین، گشت داخل روستا، مناطق الموت و جاذبه های دیگر نیز فراهم است.

اقامتگاه بوم گردی روستای ملحمدره

این اقامتگاه بوم گردی در روستای ملحمدره در فاصله 5 کیلومتری شهر اسدآباد (55 کیلومتری همدان) قرار گرفته است. این روستا یعنی از بی نظیرترین مناطق محیط زیست کشور و از مناطق شکار ممنوع است که این مزیت منجر شده تا گردشگران و طبیعت دوستان زیادی از گوشه و کنار کشور از این روستای کوچک دیدن کنند. قرار گرفتن ملحمدره در دامنه کوه با ارتفاع بالاتری نسبت به شهر باعث شده هم از آب و هوای پاک و نسبتا خنک تری برخور دار باشد و هم چشم انداز زیبایی از دشت پیش رو و شهر اسدآباد و باغات برای گردشگری به نمایش بگذارد. ضمنا از آنجایی که شهر اسدآباد فاقد تفریحگاه و منطقه طبیعت گردی مناسب است،

از قدیم این روستا و معدود روستاهای مجاور کوهستانی پذیرای بومیان برای کوهنوردی و استفاده از طبیعت بکر بوده و اغلب همدانی ها آن را می شناسند، به طوری که در ایام تعطیل و خصوصا عید نوروز و سیزده بدر که روز طبیعت است، این روستا پذیرای خیل عظیمی از گردشگران و طبیعت گردان است. اقامتگاه آرتینا یک نمونه از خانه های بومی روستایی است که پر از احساس معماری و فرهنگ روستاهای مناطق کوهستانی ایران است و ساده و بی آلایش و صمیمی در تمام سال پذیرای گردشگران از مناطق مختلف کشور است.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

در فاز اول بهره برداری و برای شروع 4 اتاق مهیا شده است که از حمام و سرویس بهداشتی مشترک در حیاط استفاده می کنند. کلیه اتاق ها کاهگلی و بسیار ساده، با معماری به سبک روستایی هستند. در حیاط خانه اسطبل و فضاهایی وجود دارد که در آنها از حیوانات خانگی و اهلی مثل بز، مرغ و گوسفند، نگهداری می شود. خانه به باغ نزدیک است و شما مهمان این همه سادگی خواهید بو د، به طوری که برای استراحت و خوابیدن روی زمین از تشک، لحاف و کرسی استفاده می شود و سفره روی زمین گسترده و غذا سرو می شود.

در این اقامتگاه غذاهای محلی همانند کوفته، آش رشته، آش دوغ، نان محلی و سبزی کوهی و محلی همراه با لبنیات سرو می شود. پذیرایی در صبحانه با شیر، کره، پنیر، عمل و خامه و تخم مرغ که تولید خود است، انجام می شود. در روستای ملحمدره وجود آبشارهای فراوان و باغات و گیاهان دارویی و نیز مسیرهای کوهنوردی، چشم انداز توسعه و رونق بی بدیلی رقم زده است. این اقامتگاه سومین خانه بوم گردی استان است که در ملحمدره اسدآباد راه اندازی شده و از نوروز 96 به اسکان گردشگران پرداخته است. این اقامتگاه دارای موزه محلی است که با اشیای قدیمی و کشاورزی تجهیز و با استقبال خوبی مواجه شده است.

اقامتگاه بوم گردی ورکانه: اولین اقامتگاه همدان

ورکانه روستایی در 20 کیلومتری جنوب شرقی شهر همدان است. سابقه سکونت در این روستا به 400 سال پیش می رسد. از همان روزگار خانه های روستا سازگار با طبیعت اطرافش و با سنگ لاشه هایی از کوه های اطراف ساخته شده است. بدین سبب روستا در دل کوه خوش نشسته است و بافت سنگی را شکل داده است که یکی از دلایل بازدید گردشگران از روستاست. از دیگر جاذبه های روستا وجود دو اصطبل قدیمی است که یکی از آنها مرکز پرورش و اصلاح نژاد اسب اصیل ایرانی و معرفی و شناساندن آن به دنیا به کوشش زنده یاد مهری قراگزلو بوده است. وجود خانه پدری و زادگاه پروفسور موسیوند نیز به جاذبه های روستا می افزاید.

ورکانه به عنوان یکی از روستاهای هدف گردشگری استان همدان از ظرفیت خوبی در هر دو بخش جاذبه های تاریخی و طبیعی برخوردار است. به طور مشخص مسیر دسترسی به روستا با گذر از باغ های منطقی و همچنین دریاچه سد اکباتان تجربه خوبی را برای گردشگران رقم می زند. این اقامتگاه به عنوان اولین اقامتگاه بوم گردی استان همدان در روستای ورکانه واقع شده است و امکان اقامت (شب مانی) و پذیرایی را برای گردشگران فراهم کرده است. ساختمان اقامتگاه با استفاده از مصالح بومی که اصلی ترین آنها سنگ و چوب است و همچنین بهره گیری حداکثری از دانش و معماری بومن با هدف ترویج معماری بومی بنا شده است.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

در تجهیز کردن ساختمان نیز تلاش شده از تجهیزات و وسایل اصیل و سنتی منطقه استفاده شود. بنابراین ظروف سفالی، سیستم گرمایشی کرسی، چراغ های قدیمی، گل های طبیعی، گلیم و وسایل خواب سنتی در آن استفاده می شود و همچنین در خدمت رسانی نیز سعی می شود به شیوه های سنتی و اصیل از مهمانان پذیرایی شود. در اقامتگاه بوم گردی ورکانه مهمانان با خوراک های محلی پذیرایی می شوند. در رختخواب های سنتی استراحت می کنند و سیستم گرمایشی کرسی را تجربه می کنند.

این اقامتگاه برنامه هایی مانند گشت پیاده روی به راهنمایی بلدهای محلی در مناطق طبیعی بکر پیرامون ویرانه های دوچرخه سواری و سوارکاری را به مهمانان خود پیشنهاد می کند. علاوه بر موارد ذکر شده برنامه هایی با همکاری تشکل های فعال در جهت ارتقای آگاهی جامعه محلی در حوزه های زیست محیطی و همچنین توانمندسازی زنان روستا در تولید صنایع دستی و محصولات خانگی در دست اقدام است. بازاریابی و فروش محصولات تولیدی روستاییان اعم از صنایع دستی و محصولات خوراکی توسط اقامتگاه و برای کمک به ایجاد معیشت جایگزین برای جامعه محلی نیز انجام می شود.

اقامتگاه بوم گردی مزداگرد همدان

اقامتگاه بوم گردی مزداگرد از تابستان سال گذشته در روستای امزاجرد همدان رسما شروع به کار کرده است و در همین مدت کوتاه به سهم خود تاثیر بسزایی در جذب گردشگر و اقتصاد روستا داشته است. به طوری که در زمان تاسیس هزینه ای بالغ بر 70 میلیون تومان بصورت مستقیم و غیرمستقیم به محل درآمد روستا تزریق کرده و برای تامین نیروی انسانی، تعمیرات ساختمان و تهیه مصالح و پس از تاسیس با ورود گردشگران تاثیر بسزایی بر اقتصاد روستا گذاشته است. برای تهیه مایحتاج روزانه گردشگران با خرید تولیدات و محصولات روستایی توسط گردشگران و همچنین خرید سوغاتی سعی می شود به اقتصاد روستا کمک شود که تاکنون تداوم این کار ورود گردشگران بیشتر به روستا تاثیر چشمگیری بر اقتصاد روستا داشته است.

البته این اقامتگاه برای ادامه کار فاز دومی هم در نظر دارد که در نهایت چندین شغل را به صورت مستقیم و غیرمستقیم ایجاد می کند و با تعدد شغل های پایدار بر پایه گردشگری، می توان از مشکلات، بیکاری روستا کاست که با توجه به مشکلات کم آبی و کشاورزی، روستا کمک بسزایی برای روستاییان است. شما به محض ورود به این اقامتگاه توسط میزبانانی که لباس محلی بر تن دارند ، مورد استقبال قرار می گیرند. بعد از آن در اتاق های کاهگلی بهسازی شده اسکان پیدا می کنید. برای ناهار یا شام در مکانی که شربتخانه نامیده می شود. در فضایی کاملا سنتی و روستایی به سبک چند سده قبل و با غذاهای محلی از شما میزبانی می شود

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

اما شیرین ترین قسمت ماجرا صبحانه است که اغلب در حیاط و مقابل چشمان شما روی آنتن آماده می شود. آتشی که از درون تنوری افروخته بیرون می آید و آبی را که با دلو از چاه کشیده اند روی آن به جوش می آورند. نان هم در همان جا و تازه پخت است. بعد هم در استکان های کمرباریک با انواع پنیر و مربا و عسل و شیره محلی سفره صبحانه در روی تخت گسترده می شود. فضای حیاط این اقامتگاه بسیار زیبا و سرسبز است و چشم اندازی کم نظیر دارد. شبها در کنار چای آتشی، همه میهمانان اقامتگاه به حیاط دعوت می شوند و اغلب با موسیقی زنده و برنامه هایی مثل شاهنامه خوانی ساعات خوش و کم نظیری برای آنها رقم می خورد.

عرقیان گیاهی، رب گوجه فرنگی، پنیر، خاکشیر، شیره انگور و محصولاتی که به صورت طبیعی و ارگانیک توسط روستاییان تولید منی شود و تاکنون بازاری برای ارائه و فروش آنها پیدا نکردند. در روستا بدون واسطه و مستقیم به گردشگران عرضه می شود. در گذشته چون مکان خاصی برای ارائه این محصولات وجود نداشت و این تولیدات عمدتا خانگی بوده امکان فروش برای روستاییان وجود نداشت اما اکنون با تاسیس این اقامتگاه و ورود گردشگران به روستا ضمن بازدید از شیوه تولید به سادگی امکان فروش آنها نیز فراهم آمده است. در زمینه صنایع دستی از جمله فرش، گلیم، عروسک بافی و غیره نیز اتفاقات خوبی افتاده و آنها به صورت مستقیم به فروش می رسند.

اقامتگاه سیروان آقبلاغ لالجین

روستای آقبلاغ یکی از زیباترین و کهن ترین و باثبات ترین روستاهاست که خانه هایش دست نخورده است. بیش از 80 درصد روستا بافت قدیمی دارد و بیشتر مردم روستا به کار دامداری مشغول هستند. زراعت گندم و جو و چغندر تولیدات اصلی روستا است. آفت مدرنیته و سکونت در شهر به این روستا هم رخنه کرده اما نسل دومی و جوانی دارد که با وجود کوچ حتی پدران، پسرها ایستاده اند و بنای روستا را حفظ کرده اند.

این مجموعه در مساحت 900 متری با 6 اتاق مجزا، دو سرویس بهداشتی راه اندازی شده است. اقامتگاه سیروان مثل باقی اقامتگاه های بوم نگردی دارای مجوز رسمی از اداره کل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری است و فعالیت خود را با هدف معرفی خانه های سنتی، تفرجگاه، آشنایی با سبک زندگی روستایی، پخت نان داغ تنوری، تورهای داخلی استان همدان، بازدید از شهر جهانی سفال لالجین، بازدید از بزرگترین غار آبی جهان علیصدر، بازدید از کارگاه های سفالگری، کارگاه های پخت رنگ سفال، آموزش سفالگری در کمترین زمان، اجرای موسیقی زنده با هنرنمایی هنرمندان موسیقی همدان، بازدید از گنجنامه و بسیاری از بسته های جذاب در منطقه بکری از همدان آغاز کرده است.

اقامتگاه های بوم گردی؛ سنتی مهمان شویم

به جز هتل بوعلی که در لالجین فعال است اقامتگاه یا هتلی نیست که بتواند به مسافرین اسکان بدهد. اسم و رسم شهر جهانی لالجین منوط به وجود زیرساخت های فراوانی است که لالجین هنوز از این زیرساخت ها بهره مند نیست، مسافت روستای آقبلاغ تا لالجین 8 کیلومتر و تا غار علیصدر تقریبا 70 کیلومتر است اما چون مکان اقامتی مناسبی در این روستا وجود ندارد بیشتر مسافران و گردشگران برای اقامت به همدان می روند اما دهکده سنتی اقامتی سیروان بین دو شاهراه اصلی قرار گرفته و دسترسی مسافران به همدان و لالجین و غار علیصدر بسیار سا ده است.

خدمات این اقامتگاه شامل اجرای موسیقی زنده، تور گردشی داخل غار علیصدر، تور بازدید از کارگاه های تولیدت سفال و فروشگاه های سفال فروشی، اجرای زنده سفال سازی در داخل مجموعه و ارائه محصولات طبیعی روستا مانند شیر و ماست و پنیر و پخت نان محلی در داخل مجموعه است. موسسان این خانه همچنین در نظر دارند گرمابه یا همان خزینه سنتی در زمین کناری مجموعه افتتاح کنند که مسافران بتوانند حس و حال حمام های روستایی را درک کنند. باغ وحشی کوچک از حیواناتی که مردم کمتر از نزدیک دیده اند نیز از دیگر برنامه های آنها برای آینده است.

معرفی برخی حرفه ها از جمله آشنایی با زنبورداری، دامداری، پرورش طیور زینتی، نهال کاری، کاشت گل های زینتی، سبزیجات، کاشت زعفران، سفال گری، آشنایی با کارگاه های مختلف سفال، آشنایی با موسیقی سنتی و چندین حرفه دیگر از جمله برنامه های این اقامتگاه است. نکته خاص این اقامتگاه این که مالک این مجموعه، نوازنده ساز کمانچه است و همچون استاد کلهر قصد دارد این ساز را به مسافران و گردشگران این مجموعه معرفی کند تا مردم صدای این ساز و ساز دیوان را از نزدیک بشنوند.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


هفته نامه همشهری شش و هفت – حسین رسول زاده: روستای شالان و سراب اسکندر در بالادست رود شالان به خاطر جنگل سرسبز، چشمه ها و باغ های فراوان تفرجگاه استان کرمانشاه به شمار می آید؛ اما آنچه زیبایی های این منطقه را کامل می کند، نه قل قل آب چشمه هاست و نه هوهوی بادی که در شاخ و برگ درختان می پیچد. بلکه صدای شرشر آبشاری است که یکی از بلندترین آبشارهای ایران است. رود «شالان» یکی از سرشاخه های الوند است. این رود در مسیر خود حوضچه های متعددی دارد که آب هر حوضچه به شکل آبشاری به حوضچه بعدی می ریزد و مجموعه ای از آبشارها را پدید می آورد.

اصلا «الوند» یعنی رودخانه ای که آبی شیرین دارد. رودخانه ای که از «سراب اسکندر» از ارتفاعات «سیوانه» در دل کوهستان «دالاهو» در غرب زاگرس سرچشمه گرفته است و البته چشمه های دیگری هم هستند که الوند از آنها تغذیه می کند. «سراب کنار» ، «کولیتان»، کانی چرمی»، «سراب حشانه»، «مری سیاو» و «چوار کانی» بخشی از آنهاست. الوند پر پیچ و خم، در مسیر خود وارد شهرهای مرزی سر پل ذهاب و قصر شیرین می شود و آنجا به استان «دیاله» در خاک کشور همسایه، عراق می ریزد. طول رودخانه الوند از سرچشمه تا آبریزگاه دجله به 280 کیلومتر می رسد.

سفر به دل دالاهو

رقابت میان آبشارهای قدبلند

منطقه «ریجاب» نام خود را از ترکیب کردی «ریژآو» به معنی محل ریزش آب گرفته است. آبشار پیران (یا آبشار ریجاب) یکی از زیباترین جلوه های طبیعت زاگرس است که عظمت آن و دیواره های دره اطرافش هر بیینده ای را مبهوت می کند. ارتفاع این آبشار بیش از 100 متر است و رقابتی تنگاتنگ با آبشار «لاتون» در گیلان دارد که دومین آبشار بلند ایران است. آبشارهای «ورووار» و «سرند کوه» در جیرفت هم دیگر آبشارهای بلند ایران زمین هستند. «مجید اسکندری» که کتاب «آبشارهای ایران» را نوشته معتقد است عنوان بلندترین آبشار، چند مدعی دارد که آبشار پیران هم یکی از آنهاست. او البته تاکید می کند که مطالعه دقیق و جامعی درباره ارتفاع آبشارهای بلند ایران انجام نشده است.

اسکندری می گوید برای محاسبه ارتفاع آبشار، ارتفاع ریزشگاه اصلی در نظر گرفته می شود؛ یعنی جایی که آب به حالت پرتابی در آمده است و محل هایی که جریان آب حالت لغزشی دارند، جزو ارتفاع آبشار محسوب نمی شود؛ اما نمای هر آبشاری می تواند از هر دو جانب پرتابی و لغزشی تشکیل شده باشد، برای همین بهتر است آبشارها را به دو دسته ریزشی و پرتابی تقسیم کنیم. گاهی یک آبشار در مسیر خود، هم ارتفاع پرتابی دارد و هم ریزشی به این معنی که ممکن است یک آبشار به چند طبقه تقسیم شود. با همه اینها نویسنده کتاب «آبشارهای ایران» معتقد است آبشار «لاتون» آستارا با حدود 110 متر طول پرتابی بلندترین آبشار ایران است اما آبشارهای وروار و پیران با ترکیب دو حالت ریزشی و پرتابی از لاتون بلندتر هستند.

سفر به دل دالاهو

چطور به آبشار پیران برسیم؟

مسیر اصلی آبشار از روستای «پیران» در 10 کیلومتری سرپل ذهاب شروع می شود. از این روستا می توان به پای آبشار رسید. از سرپل ذهاب یک جاده آسفالته بعد از عبور از روستاهای «جلالوند»، «بلوان» و «کلاه مال» به روستای پیران می رسد. پارکینگ آبشار پیران، نزدیک روستاست و آخرین جایی است که می شود با خودرو رفت. از اینجا به بعد مسیر دو کیلومتری تا پای آبشار را باید پیاده طی کرد. آبشار پیران مسیر دیگری هم دارد که مسیر بالادست آبشار است. روستای کوچک «ژالکه حسین» درست در نزدیکی جایی قرار دارد که آب رود شالان از بالادست آبشار به پایین می ریزد.

راه رسیدن به روستای ژالکه حسین از جاده سرپل ذهاب به «کرند غرب»، جدا می شود. این راه، در واقع جاده روستای «بان زرده» است که بعد از عبور از روستای قدیم ریجاب و شهرک نوظهور ریجاب، از روستای ژالکه حسین هم می گذرد. منطقه ریجاب علاوه بر آبشار پیران، جاذبه های دیدنی دیگری هم دارد، کتیبه یا نقش برجسته «آنوبانی نی» منطقه «بابا یادگار» و زیارتگاه مقدس آن هم در همین منطقه است. «سراب اسکندر» و «قلعه یزدگرد» بر بلندای کوه های دالاهو و نیز قبرستان «ابودجانه» از دیگر دیدنی های منطقه ریجاب است.

سفر به دل دالاهو

پیران بهشت صخره نوردها

پیران آبشاری سه طبقه است که دو طبقه بالایی آن بلند و طبقه پایینی کوتاه است. طبقه انتهایی آبشار پیران در زیر درختان قرار گرفته و از بالا دیده نمی شود. اگر معیار ارتفاع آبشار را محل فرود آب اولیه در نظر بگیریم، نقطه پایانی این آبشار در انتهای طبقه دوم آن است که با کم کردن ارتفاع طبقه سوم که حدود 20 متر است و 10 متر اختلاف ارتفاع بالای آبشار با محل جاری شدن آب، ارتفاع آبشار حدود 100 متر محاسبه می شود.

با این وجود بر اساس جی پی اس، اختلاف ارتفاع در بالای آبشار و پایین ترین بخش آن نزدیک به 180 متر است و بر همین اساس است که آبشار پیران یکی از چند آبشار بلند ایران و البته بلندترین آبشار زاگرس به حساب می آید. هر ساله صخره نوردهای فراوانی برای فرود از پیران به این منطقه از زاگرس سفر می کنند. آبشار ریجاب در چهارمین همایش شورای سیاستگذاری ثبت آثار ملی درت فهرست میراث طبیعی کشور قرار گرفت. البته بخش هایی از این آبشار و مسیر دسترسی به آن در زلزله سال گذشته آسیب دیده است.

سفر به دل دالاهو

لاله های واژگون گلستانکوه در معرض نابودی قرار دارند

مظلوم مثل سیاوش

فاطمه روحانی: سیاوش بی گناه پهلوان جوان ایرانی که با کینه توزی های نامادری و تصمیم نابخردانه پدرش، روی در غربت نهاده بود، در سرزمین توران به دست گرسیموز نابکار سر بریده شد و از قطره های خونش، لاله ای رویید که تا ابد سر به زیر دارد. این افسانه ای است که کوهپایه نشینان درباره گیاهی می گویند که گل های سرخ و زرد رنگ آن واژگونه می شکفند. در ایران مرکزی در دامنه های زاگرس، از خوانسار در استان اصفهان تا کوهرنگ و یاسوج و سنندج، گیاهی از خانواده لاله ها می روید که به خاطر شکل خاص گل هایش، «لاله واژگون» نامیده شده است.

سفر به دل دالاهو

از منظر گیاه شناسی لاله واژگون نام یک سرده از راسته سوسن سانان است. این گیاه عمر کوتاهی دارد. گل دهی آن از اوایل اردیبهشت آغاز می شود و خیلی زود با گرم تر شدن هوا، به پایان می رسد. لاله واژگون از جمله گیاهان علفی پیازدار و چند ساله است که 15 گونه آن در ایران شناسایی شده است. لاله واژگون اول بار در سال 1576 میلادی توسط جهانگردان از ایران به اروپا راه پیدا کرد و حالا یکی از گیاهان اصلی در تزئین باغ ها و گلخانه های اروپایی است. در ایران اما از آنجایی که این گیاه به صورت طبیعی وجود دارد، تلاش چندانی برای تکثیر گلخانه ای آن انجام نشده است. فراوانی دشت های لاله واژگون در ایران ما را از پرورش گلخانه ای آن بی نیاز کرده است. البته اگر این دشت های لاله گون، همچنان لاله گون باقی بمانند.

رویشگاه لاله واژگون

یکی از مهم ترین رویشگاه های لاله واژگون جهان، در دامنه های مرکزی زاگرس است که مناطق شناخته شده ای هستند. شناخته شده ترین شان منطقه «گلستانکوه» خوانسار است. خوانسار در استان اصفهان قرار دارد و از رویشگاه های اصلی گونه گیاهی لاله واژگون به حساب می آید. این دشت 17 هزار هکتار وسعت دارد و بزرگ ترین منطقه ایران از لحاظ پوشش لاله واژگون است. لاله های واژگون در گویش کوهپایه نشینان زاگرس، «گل بگریو» (گل گریان) نامیده می شوند. اشک های لاله واژگون در حقیقت شیره بی رنگ یا شبنم صبحگاهی است که روی لاله جمع شده و به سمت پایین سرازیر می شود. به خاطر همین اشک ها به لاله واژگون کل اشک مریم هم گفته می شود.

دشت لاله های واژگون فریدون شهر و دشت لاله های واژگون افوس در غرب استان اصفهان، دشت لاله های واژگون روستای بنواستکی از توابع شهرستان کوهرنگ، دشت لاله های واژگون الیگودرز در شرق استان لرستان و دشت لاله های واژگون شهرستان بدره در استان ایلام از دیگر رویشگاه های این گونه خاص از لاله هاست. مناطقی هم از اقلیم فارس، کوه های استان کرمانشاه و نیز ایوان، آبدانان، دره شهر و ارتفاعاتت کبیرکوه در استان ایلام هست که در آن لاله های واژگون با فراوانی کمتر می رویند.

سفر به دل دالاهو

گلستانی پیش پای کویر

گلستانکوه با وجود قرار گرفتن در نزدیکی کویر مرکزی ایران دارای اقلیمی کوهستانی است. منطقه گلستانکوه خوانسار 17 هزار هکتار وسعت دارد. این منطقه زیبا دامنه ای است در ارتفاع 2 هزار و 700 متری از سطح دریا که در مسیر خوانسار به اصفهان و در 15 کیلومتری شهر خوانسار قرار دارد. این منطقه از پوشش گیاهی متراکمی برخوردار است و بیش از 70 گونه گیاهی در آن می روید. وجود بوته های گزانگین (همان گیاهی که در قدیم با شیره آن شیرینی گز می ساخته اند)، گز علفی، ریواس، کنگر، مرزنجوش، آویشن، قارچ، بادام، تره و پیاز کوهی، گون، موسیر و دیگر گیاهان دارویی این رشته کوه را به یک منطقه غنی گیاهی تبدیل کرده است. لاله های سرنگون، لاله بیشه زار، لاله آتشی و لاله کوهی از انواع لاله هایی هستند

که در فصل بهار سرتاسر منطقه را می پوشانند، هر چند در میان آنها، لاله های واژگون، بیشترین فراوانی را دارند. این منطقه در سال های اخیر با خطرات بزرگی روبروست که به شدت بر روی منطقه و پوشش گیاهی و جانوری آن اثر مخرب داشته است. نبود مدیریت صحیح بر منطقه، تخصیص نیافتن اعتبارات لازم جهت رسیدگی به مشکلات و کاستی های منطقه، ورود بیش از حد گردشگران و مردم به داخل دشت لاله های واژگون، چرای زودهنگام و بی رویه دام در منطقه، پاکوب شدن خاک و ریشه کن شدن پیازهای این گل و سایر گیاهان خوراکی و مصرفی همچون موسیر و بهره برداری های غیررسمی و غیرقانونی از منابع گیاهی گلستانکوه خوانسار از جمله این تهدیدها و خطرات نسبت به این دشت زیبای الهی است.

سفر به دل دالاهو

بر لبه پرتگاه

«کیومرث خامه» از فعالان محیط زیست در منطقه خوانسار است. او معتقد است گلستانکوه در کنار لاله های واژگونش با دارا بودن هزاران گونه گیاهی منحصر به فرد، قطب گردشگری کشور و یکی از منابع تحقیقاتی مهم درباره گونه های گیاهی است اما اقدام های سودجویان دارد طبیعت این منطقه را از بین می برد. او می گوید: «سودجویان برای به دست آوردن پیاز موسیر، منطقه وسیعی از گلستان کوه را تخریب کرده اند و در این میان لاله های واژگون هم آسیب فراوان دیده اند. آنها پیاز لاله های این منطقه را خارج می کنند تا بتوانند از آن در محل دیگری استفاده کنند، غافل از این که با این کار، رویشگاه طبیعی این گیاه را به نابودی می کشانند.»

خامه به تلاش دوستداران طبیعت برای حفظ لاله های واژگون هم اشاره می کند و منی گوید: «به همت اعضای انجمن های دوستدار طبیعت از طلوع خورشید تا هنگام غروب از دشت لاله های واژگون محافظت می شود اما افراد سودجو به طمع برداشت موسیر، شبانه به گلستانکوه هجوم می آورند و در تاریکی شب علاوه بر موسیر، پیاز لاله های واژگون را نیز جمع آوری می کنند که این موضوع موجب نابودی بخش هایی از این گنجینه طبیعی شده است. علاوه بر این بارها از مسئولان خواسته ایم دام ها تیرماه به منطقه وارد شوند، یعنی زمان یکه گیاه بذردهی خود را به طور کامل انجام داده است اما دام های عشایر از اردیبهشت وارد گلستانکوه و زاگرس میانی می شوند و گیاهان را قبل از بذردهی چرا می کنند.»

این فعال محیط زیست معتقد است درآمد حاصل از تجارت لاله های واژگون کشور هلند که از بذر لاله های واژگون کشور ما و همین گلستانکوه خوانسار به آن کشور منتقل شده است، با درآمد حاصل از نفت برابری می کند، در حالی که ما در کشورمان زیستگاه های محدود این گیاه را هم داریم از بین می بریم.

سفر به دل دالاهو

خطر بیخ گوش گلستانکوه

در گلستانکوه علاوه بر وجود گونه های گیاهی بسیار نادر، پرندگان و حیوانات زیادی نیز در حال تکثیر هستند که شکار بی رویه و دخالت انسان در طبیعت و چشمه های طبیعی اکوسیستم منطقه را بر هم زده و باعث نابودی این طبیعت بکر می شود. واقعیت آن که گلستانکوه و ذخایر آن تنها یک منبع محلی نیست بلکه متعلق به تمام جهان است که در صورت نابودی این منطقه بسیاری از گونه های گیاهی کمیاب از بین می رود. تغییر چشمه های آب طبیعی، چرای بی رویه دام، فرسایش خاک و نبود حفاظت صحیح و حرکت خودروها بر روی گونه های گیاهی، هجوم گردشگران در فصل های بهار و تابستان

از جمله خطراتی است که عدم برخورد جدی با آنها، نابودی این منطقه را در سال های آینده در پی دارد. اقدام سریع و جدی مسئولان کشور و استان برای نجات منطقه گردشگری گلستانکوه خوانسار و گونه های گیاهی کمیاب این منطقه می تواند از تخریب و نابودی آن جلوگیری کند. خوشبختانه در سال های اخیر گلستانگوه به همت جمعیت همیاران محیط زیست خوانسار که یکی از فعال ترین سمن مهای استان اصفهان هستند، محافظت می شود و خطر و احتمال آسیب رساندن به این دشت زیبا بسیار کمرنگ تر از قبل شده است.

هر چند حضور پرشمار گردشگران در نبود امکانات حفاظتی و نیز بی توجهی به قواعد گردشگری، همچنان رویشگاه منحصر به فرد لاله واژگون در گلستانکوه را با خطر جدی روبرو کرده است. از این منظر منطقه حفاظت شده گلستانکوه بی حفاظ ترین منطقه در میان عرصه های طبیعی است. انگار مظلومیت سیاوش بی گناه در قامت لاله های واژگون همچنان ادامه دارد.

سفر به دل دالاهو

با طبیعت دوست تر باشیم

در مناطقی که تابلوی عبور حیوانات اهلی یا وحشی وجود دارد با کمترین سرعت ممکن رانندگی کنید و مراقب حیوانات باشید.

در سفر به طبیعت، داشتن کوله پشتی سبک کمک می کند تا بتوانید بهتر و بیشتر از بودن در عرصه های بکر طبیعی لذت ببرید، پس کوله های تان را با لوازم غیر ضروری سنگین نکنید.

در هر برنامه طبیعت گردی، علاوه بر مواد غذایی معمول که برای وعده های غذایی به همراه دارید، بهتر است مقداری خرما یا تشکلات هم داشته باشید تا از افت انرژی در طول مسیر جلوگیری کند.

برای گرم کردن غذا یا تهیه چای، از پیک نیک های سفری استفاده کنید. افروختن آتش دست کم پوشش گیاهی را در محدوده اجاق از بین می برد. اگر ناچار به افروختن آتش بودید از محل هایی که از قبل برای افروختن آتش استفاده شده، استفاده کنید و هنگام ترک محل از خاموش شدن آتش مطمئن شوید.

مواد غذایی اضافه خود را برای جانوران و پرندگانی که در دامنه طبیعت زندگ می کنند نگذارید. این عادت غلط باعث می شود جانوران به حضور در نزدیکی انسان ها خو بگیرند و همین نابهنجاری می تواند جان آنها و نیز چرخه صحیح تهیه غذا در زیست بوم ها را به خطر بیندازد.

در مواقع عبور از سطوح شیب دار باید عمود بر سطح حرکت کنید. در حالت حالت باید پاها را نیز عمود بر سطح نگه دارید. در شیب ها می توانید از عصای کوهنوردی کمک بگیرید. هنگام پایین آمدن از این نوع سطوح باید اول پاشنه پا را روی زمین بگذارید.

در طول سفر بهتر است محل شب مانی خود را در نزدیک پارک ها و یا محل هایی که سرویس بهداشتی عمومی دارد انتخاب کنید. رها کردن فضولات انسانی در طبیعت علاوه بر آن که یک عمل زشت و غیر بهداشتی است، باعث آلودگی محیطی و بروز بیماری انگلی می شود. این کار حتی می تواند منابع آب زیرزمینی را هم آلوده کند.

هیچ اسلحه ای را با خود به طبیعت نبرید. حتی اسلحه های ساده بادی و ساچمه ای می تواند جان پرندگان، خزندگان، حشرات و البته دیگر گردشگران را به خطر بیندازد.

وقتی در میان جوامع محلی و بومی حضور پیدا می کنید با خرید صنایع دستی که با محیط زیست سازگار است و همچنین با خرید و استفاده از غذاهای محلی به رونق اقتصادهای بومی کمک کنید. رونق بخشی به اقتصاد جوامع محلی از طریق گردشگری، می تواند عاملی مهم برای جلوگیری از تخریب طبیعت توسط آنها باشد.

طبیعت را آلوده نکنید و مهمتر از آن هر جا که می توانید، طبیعت آلوده را پاکسازی کنید.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


روزنامه شهروند – مهتاب جودکی: کلبه‌های چوبی، خانه‌های کوهستانی با دیوارهای قطور، سقف‌های گنبدی و بوی کاه‌گل و سنگ‌چین‌های خانه‌های کوهستانی؛ اینها اگر جای خود را به خانه‌های تکراری شهری بدهند، روستاها هم کم‌کم از بین می‌روند. برای همین است که صاحبان اقامتگاه‌های بوم‌گردی می‌گویند کارشان احیای زندگی روستایی است.

پنج، شش سالی است که اقامتگاه‌های روستایی در ایران جان گرفته‌اند و این‌طور که از آخرین آمار سازمان میراث فرهنگی، صنایع‌دستی و گردشگری برمی‌آید حالا ٦٦٩ اقامتگاه در سرتاسر کشور داریم؛ البته به جز استان‌های آذربایجان شرقی، البرز و قم که هنوز هیچ مکانی برای شب مانی طرفداران این شاخه از گردشگری ندارند. رقمی که از نگاه کارشناسان حوزه گردشگری برای این وسعت بزرگ و ظرفیت بالا، همچنان کم است و از وعده سازمان برای رساندن اقامتگاه‌ها به دو‌هزار واحد، بسیار دور.

اقامتگاه‌های بوم گردی برای نخستین بار در مناطق کویری ایران به راه افتادند و خانه پدری مازیار آل داوود، یکی از فعالان گردشگری در خور و بیابانک یزد نخستین جایی بود که اوایل دهه ٨٠ به‌عنوان اقامتگاهی روستایی شناخته شد. با وجود ظرفیت‌های تاریخی و طبیعی ایران اما این نوع گردشگری و اقامت در خانه‌های روستایی که تفاوت زیادی با هتل‌های پر زرق و برق شهری دارند، هنوز در کشور ما تازه است. در دنیا از ٢٥‌سال پیش فعالیت‌هایی برای راه‌اندازی کسب و کارهایی برآمده از هویتی بومی و برای رسیدن به توسعه پایدار آغاز شده و بوم‌گردی و اقامتگاه‌های متفاوتش سال‌هاست در کشورهای مختلف پا گرفته‌اند. از اوایل دهه ٩٠ اما برای توسعه بیشتر گردشگری، اقامتگاه‌های روستایی در ایران هم بیشتر شده به‌طوری که با احتساب اقامتگاه‌های بدون مجوز می‌توان شمارشان را بیشتر از ٧٠٠ خانه تخمین زد.

«من خودم یک مهاجر برگشتی‌ام»

«من یک شهری بودم که از تهران رفتم به روستا. مردم خیلی تعجب کرده بودند و مشکوک شده بودند که این زن آمده «قلعه بالا» چه کار؟ این تصمیم را گرفتم تا زندگی به روستا برگردد. من یک مهاجر برگشتی‌ام و خیلی‌ها شبیه من برگشته‌اند.» این روایت کوتاه منیر تقدیسی است از مهاجرت معکوسش. دو دهه از فعالیت او در حوزه گردشگری می‌گذرد و او نخستین زنی است که اقامتگاهی بوم‌گردی در روستا به راه انداخت.

بازگشت زندگی به روستاهای فراموش شده

او می‌گوید: «‌سال ١٣٩٠ اقامتگاهی در منطقه بیارجمند شاهرود در روستای قلعه بالا خانه‌ای گرفتم و احیا کردم و خیلی هم شناخته شد. خوشبختانه بعد از آن ١٥ خانه دیگر در این منطقه اقامتگاه شدند و من از این بابت خیلی خوشحالم. اما من آن خانه را نخریده بودم و برای همین به صاحبش واگذار کردم و به گرمسار آمدم؛ آرادان،روستای پاده.»

آمدن او به روستای پاده اتفاق نادری بود و تلاش‌هایش برای تبدیل یک خانه رو به ویرانی به یک اقامتگاه ٢٠ اسفند ٩٥ به ثمر نشست و «نورخونه» پر رفت و آمد شد: «مردم روستا خیلی مشکوک شده بودند که این زن این‌جا چه می‌خواهد؟ درحالی‌که خیلی‌ها برای کار به شهر می‌رفتند، برگشتن به یک خانه ویرانه برایشان عجیب بود. ٧٠ گونی آت و آشغال از آن خانه خاک گرفته خالی کردم تا ببینم با آن چه می‌شود کرد. این کارها برای اهالی خیلی بی اهمیت بود درحالی‌که با هزینه‌ای که کردم می‌توانستم چند خانه بخرم.»

با این‌که اوایل ورود او به روستا نگاه‌ها مثبت نبود اما کم‌کم خود اهالی هم جلو آمدند. او برای ساخت‌وساز خانه از اهالی روستا کمک گرفت و حالا پذیرایی از میهمانان هم با کمک اهالی است و خرید مواد غذایی و صنایع دستی هم در پاده انجام می‌شود.«پس از ٦ ماه نتیجه تلاشم را که دیدند خیلی خوشحال شدند. خانه خرابه‌ای که کسی جرأت نداشت به آن پا بگذارد و دلشان می‌خواست تخریب شود حالا بسیار زیبا شده بود. بعد از این اتفاق ١٠ خانه دیگر هم درحال درست شدن است.» تقدیسی می‌گوید خوشحال است که نگاه‌ها به بوم‌گردی بیشتر از بعد فرهنگی است: «هدف ما از احیای یک خانه، احیای یک روستاست، بازگشت جوانان روستا و ایجاد اشتغال برای آنها در زادگاهشان.» حالا گردشگران به مقصد شاهرود یا شمال و حتی برای دیدن خود «نورخونه» راهی روستای پاده می‌شوند.

«آیین‌های منسوخ شده‌مان زنده می‌شود»

در اقامتگاه‌های بوم‌گردی به جز معماری خانه و مصالح مورد استفاده در آن، خوراکی‌ها و رسم و رسوم‌ها هم محلی است. حسن علی چِشُمی، دهیار روستای چشام در شهر داورزن استان خراسان رضوی  می‌گوید با دیدن اقامتگاه‌های دیگر در شهرهای مختلف تصمیم گرفته با کمک مردم روستا بوم‌گردی را در چشام رونق بدهد. این دهیار فعال در حوزه بوم‌گردی می‌گوید: «بعضی از خانه‌های محلی را خودمان سروسامان داده‌ایم و با همکاری صاحبخانه‌ها مجوز تبدیلشان به اقامتگاه بوم‌گردی را از سازمان میراث فرهنگی گرفته‌ایم. می‌خواهیم با این کار آیین‌ها و فرهنگمان و همین‌طور روستایمان حفظ شود. از بعضی از آیین‌هایی که در چشام داریم فقط نامی مانده و اصلا منسوخ شده‌اند، با راه‌اندازی این خانه‌ها، آیین‌هایمان هم زنده می‌شود.»

حسن علی چشمی می‌گوید ٢٠ خانه در این روستا هستند که اگر پای گردشگران به آنها باز شود، شبیه می‌شوند به موزه‌های زنده. همین حالا وقتی گردشگران از تهران، یزد و اصفهان به داورزن می‌آیند و راهی چشام می‌شوند، هیچ اقامتگاهی نیست و به ناچار گردشگران یک روزه برمی‌گردند. روستای چشام در ٤٥ کیلومتری داورزن و ٧٥ کیلومتری سبزوار است. مردم روستا امیدوارند که بناهای تاریخی و طبیعت کویری که دوستداران آسمان را برای رصد به چشام می‌کشاند، محصولات کشاورزی و فرهنگ آنها، گردشگران را به آن‌جا جذب کند.

«کسی ما را تبلیغ نمی‌کند»

تا پیش از شهریور ٩٤ کهگیلویه و بویراحمد هیچ اقامتگاه بوم‌گردی نداشت. «رئیس» نام نخستین بوم‌گردی در سی‌سخت است و البته تنها اقامتگاه این استان که ٣٥ نفر را در خود جا می‌دهد. دو‌سال از آغاز فعالیت این اقامتگاه گذشته اما فرهاد زابلی مالک آن  می‌گوید: « این کار در بلندمدت بازدهی دارد و بدون تبلیغ راه به جایی نمی‌بریم. باید تبلیغ کرد تا گردشگران، راهنمایان و شرکت‌های جهانگردی ما را بشناسند.»

بازگشت زندگی به روستاهای فراموش شده

نمایشگاه‌های بوم‌گردی که در سال‌های اخیر به راه افتاده‌اند مهمترین راه معرفی اقامتگاه‌ها هستند. مالک اقامتگاه رئیس می‌گوید نمایشگاه‌ها خیلی کمک می‌کنند اما اغلب برای اقامت در تهران و تبلیغ در شهر مشکل هست. «برای آخرین نمایشگاه که اسفند ٩٦ بود نه بیلبورد شهری زدند و نه اسمی بردند که فعالانی که از استان‌های مختلف تا تهران آمده‌اند. با کلی اعتراض یک بنر کوچک جلوی ورودی در برج میلاد زدند. ظاهرا برایشان مهم نبود و می‌خواستند در یک هفته قبل از‌ سال تحصیلی سوله‌های برج میلاد خالی نباشد. هیچ تبلیغاتی از بوم‌گردی و صنایع‌دستی نشد. در صورتی که برج شلوغ بود برای کنسرت و نمایشگاه هندوستان اما کار ما باید دیده شود و باید تورلیدرها و مردم اهل سفر از آن خبردار شوند. اما آن‌قدر خلوت بود که ما همه چیزمان را در غرفه می‌گذاشتیم و می‌رفتیم.»

بوم‌گردی در ایران استاندارد ندارد

کامیار انصاری، از فعالانی است که در حوزه معرفی جذابیت‌های گردشگری ایران فعالیت می‌کند. او و دوستانش استارت‌آپی برای این کار راه انداخته‌اند و بخش مهمی از آن را به گردشگری طبیعت و عشایری اختصاص داده‌اند تا بیش از همه اقامتگاه‌ها را به گردشگران خارجی معرفی کنند. چون معتقدند قدرت تمکن مالی گردشگران خارجی بیشتر است و حضور آنها می‌تواند برای ایجاد گردشگری پایدار و درآمد برای بوم‌گردی و اقامتگاه‌ها موثرتر باشد.

انصاری  توضیح می‌دهد: «در راستای این اهداف در چند استارت‌آپ ویکند در حوزه گردشگری در دانشگاه‌های تهران و صنعتی شریف شرکت کردیم. نام استارت‌آپمان را هم که برگزیده آن رویدادهای دانشگاهی است، «آرکاییک لند» گذاشته‌ایم. برخلاف سایت‌ها یا مجموعه‌های دیگر تلاش ما این است که با تولید مدیا و تصویر و استفاده از راهنمایان گردشگری محلی، اقامتگاه‌ها و جذابیت‌های تاریخی و طبیعی را شناسایی و معرفی کنیم.»

او با اشاره به این‌که وب‌سایت آرکئیک لند درحال حاضر ٤٠٠ اقامتگاه را معرفی کرده است ادامه می‌دهد: «تمام هدف ما این است که اقامتگاه‌ها بیشتر معرفی شوند. برای این‌که بتوانیم بیشتر از جوامع حمایت کنیم در کنار معرفی اقامتگاه‌ها صنایع‌دستی و دست‌سازه‌های آنها را هم معرفی می‌کنیم و امکان خرید و رزرواسیون ارزی ریالی را در سایت فراهم کرده‌ایم تا با حذف واسطه‌ها بتوانیم مستقیما در اکوسیستم محلی تأثیر بگذاریم.»

بازگشت زندگی به روستاهای فراموش شده

هاله آقابابا، راهنمای گردشگری و از تسهیلگران آرکئیک لند هم می‌گوید: «هدف ما این است که اگر بنا به معرفی اقامتگاه‌هاست استانداردهای مدنظر هم رعایت شود. هرچند با وجود در نظر گرفتن حد مشخصی از بهداشت و کیفیت خدمات، هنوز استانداردی برای بوم‌گردی در ایران تعریف نشده است. اگر استاندارد واحدی شکل بگیرد بسیاری از مسائل در این مورد حل خواهد شد.» به گفته او درحال حاضر انجمن بوم‌گردی بناست روی این موضوع کار کند تا استانداردی به تصویب برسد.

راهی طولانی تا دو‌هزار اقامتگاه

اقامتگاه‌های ایران در ٢٨ استان و ٢ منطقه آزاد پخش شده‌اند اما با تراکم‌های مختلف؛ بعضی یک خانه و بعضی ٢٠٠ واحد. از ٦٦٩ اقامتگاه کشور ٢٠٨ مورد در استان اصفهان، ١٠٤ مورد در کرمان و ١٠٢ مورد در استان یزد فعال هستند. این‌طور که از آمارهای سازمان میراث فرهنگی بر می‌آید اقامتگاه‌ها در ایران تنها در این چند استان تراکم بسیار بالایی دارد. آذربایجان‌شرقی و البرز هیچ اقامتگاهی ندارند، تنها اقامتگاه تهران که روستاهای بسیاری دارد، در ورامین است و تازگی‌ها بازسازی‌اش تمام شده. آبان ‌سال پیش مدیرکل میراث فرهنگی استان قم گفته بود ١٢ پرونده متقاضیان خانه‌های تاریخی در شهر و خانه‌های روستایی برای تبدیل این مکان‌ها به اقامتگاه‌های بوم‌گردی از سوی کارشناسان درحال بررسی است اما این خانه‌ها هنوز به سرانجامی نرسیده‌اند.

مازندران در نوروز ٩٧ بیشتر از ١٠‌میلیون مسافر را اسکان داد اما این استان ٥٤ اقامتگاه بوم‌گردی دارد و عجیب این‌که گیلان هم استان سرسبز همجوار مازندران است، فقط و فقط ٣ اقامتگاه روستایی دارد. در این میان منطقه آزاد قشم ٣٢ خانه بوم‌گردی در رتبه پنجم قرار گرفته است اما شبیه گیلان باز هم هست: کردستان، کرمانشاه، گلستان، هرمزگان، همدان، کهگیلویه و بویراحمد، زنجان، خوزستان، آذربایجان‌غربی، بوشهر، چابهار و مرکزی با وجود ظرفیت‌های تاریخی و طبیعی بی‌نظیر و بی‌شمارشان اما هرکدام کمتر از ٥ اقامتگاه دارند. این آمارها درحالی است که سازمان میراث فرهنگی از دو‌سال پیش وعده داده که شمار خانه‌های بوم‌گردی را به ۲۰۰۰ واحد خواهد رساند.

از بهمن‌ماه ‌سال پیش به دنبال صدور دستور رئیس سازمان درخصوص رسیدگی به مشکلات بوم‌گردی‌ها، بررسی میدانی اقامتگاه‌های بوم‌گردی در تمام استان‌های کشور آغاز شد و بنا شده «هر هفته اقامتگاه‌های بوم‌گردی یک استان» بررسی شود تا مشکلات و ظرفیت‌هایشان شناسایی شود. با وجود تمام کاستی‌ها اما بوم‌گردی آمده تا در دل خانه‌های روستایی پا بگیرد، شغلی برای روستاییان دست و پا کند، مهاجران رفته از روستا را بازگرداند و راهی برای زنده کردن فرهنگ‌های مختلف و معرفی‌شان باشد.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


روزنامه ایران – رضا ستوده: «ایران در طول تاریخ طولانی خود، دو شاهراه ارتباطی بزرگ داشته است. نخستین آنها شاهراه شرقی – غربی است که از خراسان آغاز می‌شود و از طریق آذربایجان به آسیای صغیر و قفقاز راه می‌برد. این شاهراه، حلقه مهمی از جاده معروف ابریشم است. دیگری، شاهراهی است که جنوب و مرکز ایران را به شاهراه شرقی – غربی متصل می‌کند. قزوین از جمله شهرهایی است که در نقطه اتصال این دو شاهراه قرار گرفته و در طول تاریخ، محل ملاقات ایرانیان با یکدیگر و ایرانیان با جهان خارج بوده است.

 تاریخ و فرهنگ قزوین، آثار برجای مانده از گذشته و داشته‌های گردشگری این شهر را باید از این منظر بررسی کرد.» اینها را سیدمحمد بهشتی، رئیس پژوهشگاه میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری می‌گوید که خودزاده قزوین است. با این حال، تنها عده ‌اندکی از گردشگران ایرانی مثل او فکر می‌کنند. برای اغلب مردم – خصوصاً تهرانیان – قزوین شهری است که برای رفتن به آذربایجان یا گیلان باید از آن عبور کرد. چیزی شبیه یک منزلگاه بین راهی، نه شهری که خود می‌تواند از مهم‌ترین مقاصد سفر در شمال ایران باشد.

قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

شهر قزوین یکی از بیست شهر استان قزوین و مرکز این استان است. این شهر در فاصله 130 کیلومتری پایتخت قرار گرفته و از طریق بزرگراه و خط آهن از یک سو به تهران و از سوی دیگر به آذربایجان متصل می‌شود. طبق سرشماری سال 1390، جمعیت شهر قزوین بالغ بر 381 هزارنفر است که حدود 32 درصد از جمعیت یک میلیون و 200 هزارنفری استان قزوین را شامل می‌شود. اقتصاد این شهر از قدیم‌الایام مبتنی بر کشاورزی و بازرگانی بوده و در دوره معاصر، بخش‌ صنعت و خدمات نیز از رونق قابل توجهی برخوردار شده‌اند.

چشم اندازها و چالش‌های گردشگری

قزوین دارای زمستان‌هایی سرد و تابستان‌هایی نسبتاً خنک است و میانگین دمای سالانه‌اش به 14 درجه سانتیگراد می‌رسد. بدین ترتیب این شهر در مهمترین فصل سفر، یعنی فصل تابستان از آب و هوای مناسبی برخوردار است؛ ضمن آنکه باغستان‌های قزوین به مساحت حدود 2500 هکتار، همچون کمربندی سبز این شهر را فراگرفته و بر لطافت هوایش افزوده‌اند.

از دیدگاه تاریخی، قزوین یکی از کهن‌ترین مراکز استقرار انسانی و شکل‌یابی جوامع بشری در فلات ایران است. این شهر از دوره باستان به علت قرار گرفتن بر سر راه جاده ابریشم از آبادانی قابل توجهی برخوردار بود و در آغازین دهه‌های حکومت صفویان نیز یکچند به پایتختی ایران برگزیده شد. از این‌رو، آثار تاریخی شکوهمند و پرشماری دارد که مهمترین سرمایه آن برای توسعه گردشگری به شمار می‌روند. جدا از دسترسی مناسب جاده‌ای و ریلی، می‌توان گفت قزوین از نظر وجود زیرساخت‌های گردشگری در تنگنای شدید قرار دارد. هرچند طبق آمار ارائه شده از سوی مرکز آمار کشور، قزوین یکی از 10 مقصد مهم گردشگری ایران از آغاز سال 1394 تاکنون بوده است، اما مناطقی چون الموت و دریاچه اوان، بیش از شهر قزوین در جذب گردشگران موفق بوده‌اند. 

به باور «محمدعلی حضرتی‌ها»، مدیرکل میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری استان قزوین، ضعف زیرساخت‌ها، خصوصاً کمبود فضاهای اقامتی و پذیرایی، مهم‌ترین مشکل حوزه گردشگری در قزوین است. این مقام مسئول می‌گوید: «فضاهای اقامتی مطلوب برای اقامت مسافران در سطح استان وجود ندارد و ضریب اشغال تخت در فضاهای موجود حدود سه برابر میانگین کشوری است.»

 در حال حاضر، شهر قزوین دارای تنها یک هتل 4 ستاره و 2 هتل 2 ستاره است. ظاهراً نزدیکی قزوین به تهران یکی از عواملی است که بر ساخت مراکز اقامتی تأثیر منفی گذاشته است؛ زیرا گردشگرانی که از تهران به این شهر می‌آیند، ترجیح می‌دهند که در پایان روز به شهر خود بازگردند.

از این گذشته، ترافیک شدید در هسته تاریخی شهر قزوین و کمبود چشمگیر پارکینگ (در شرایطی که بسیاری از مردم با خودروی شخصی به این شهر سفر می‌کنند)، موجب خستگی و دلزدگی گردشگران می‌شود.

شهرداری قزوین برای حل معضل ترافیک، اقداماتی همچون خیابان کشی، تعریض معابر و احداث پارکینگ را در دستور کار خود قرار داده است؛ اما پاره‌ای از این اقدامات به شکلی تناقض آمیز، مستلزم تخریب کالبد یا حریم مهمترین آثار تاریخی این شهر هستند و با مخالفت سازمان میراث فرهنگی روبه‌رو شده‌اند. در واقع، تطابق مرکزیت اداری و تجاری شهر قزوین با مرکز تاریخی و گردشگری آن، مشکلاتی را فراهم آورده که حل آن به سادگی و بدون بهره‌گیری از تجربه شهرهای مشابه در جهان، ممکن نیست.

جاذبه‌های گردشگری قزوین

جاذبه‌های گردشگری داخل شهر قزوین به تعدادی است که می‌توان زمانی سه روزه و بیشتر را برای دیدنشان در نظر گرفت، اما در یک برنامه فشرده می‌توان 10 دیدنی برتر این شهر را در یک گردش یک روزه نیز تماشا کرد. در ادامه مهمترین آثار دیدنی قزوین معرفی می‌شوند.

کاخ چهلستون

قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

کاخ و موزه چهلستون مهمترین اثر تاریخی قزوین و یکی از نمادهای این شهر است. این کاخ در زمان شاه تهماسب صفوی که قزوین پایتخت ایران بود، ساخته شد و از نمونه همنام خود در شهر اصفهان چند دهه قدیمی‌تر است. در حال حاضر، این کاخ از آن رو که قزوین از مراکز مهم خوشنویسی ایران بوده، به موزه خوشنویسی تبدیل شده و همه روزه از ساعت  9 تا 18 پذیرای بازدیدکنندگان است. کاخ چهلستون در میدان آزادی (سبزه میدان) قرار دارد.


 

موزه شهر
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

موزه شهر در میدان آزادی (سبزه میدان) و در شرق باغ و عمارت چهلستون  قرار دارد. در این موزه که به معرفی تاریخ قزوین اختصاص پیدا کرده، آثاری از دوران پیش از تاریخ، دوران تاریخی و دوران اسلامی به نمایش درآمده است.  بسیاری از این آثار  از حفاری‌های دشت قزوین به دست آمده‌اند. موزه شهر نیز بجز روزهای سوگواری رسمی، همه روزه  از ساعت  9 تا 18 به روی گردشگران گشوده است.


 

بازار قزوین و سرای سعدالسلطنه
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

بازار قزوین بازاری بزرگ با فضاهای متعدد و معماری بسیار شکوهمند است؛ به گونه‌ای که زیبایی راسته‌ها و سراهای آن، عموم گردشگران را مبهوت می‌سازد. کالبد کنونی این بازار مربوط به دوره صفویه و پس از آن است و بیشتر بناهای فعلی‌ در دوره قاجار ساخته شده‌اند. این بخش‌ها عبارتند از:

سرای سعدالسلطنه، سرای وزیر، سرای حاج رضا، سرای رضوی (سرای شاه)، تیمچه‌‌های روباز و سر پوشیده و راسته قیصریه.

جالب‌ترین بخش بازار کاروانسرای سعدالسلطنه است که لقب بزرگترین مجموعه کاروانسرای درون شهری ایران را یدک می‌کشد و از آثار دوره  ناصرالدین شاه قاجار است. این سرا و بازار مجاور آن، یعنی بازار وزیری، در سالیان اخیر به شایستگی مرمت شده‌اند و انتظار می‌رود که در آینده‌ای نزدیک،  به قلب گردشگری قزوین تبدیل شوند. مجموعه بازار قزوین در خیابان امام خمینی قرار دارد.


 

مسجد جامع قزوین
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

مسجد جامع قزوین روی پایه‌های یک آتشکده پیش از اسلام ساخته شده و بنای اولیه آن احتمالاً مربوط به دوره هارون‌الرشید عباسی است. این مسجد، کلکسیونی از معماری دوره‌های مختلف تاریخی را به نمایش می‌گذارد؛ چندان‌که آثار مهمی از دوره سلجوقی، صفوی و تا حدودی قاجار را در خود جای داده است.

اکنون در شبستان غربی مسجد، موزه سنگ و سفال را برپا کرده‌اند که آثار موجود در آن مشتمل بر انواع سفالینه‌ها، سنگ‌نگاره‌ها، ارسی‌ها، کاشی‌ها و انواع گچبری‌های تاریخی است. مسجد جامع عتیق قزوین در خیابان سپه (شهدا) قرار دارد و هر روز از ساعت  9 تا 18 قابل بازدید است.


 

مسجدالنبی
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

مسجدالنبی با 14هزار مترمربع مساحت، از بزرگترین مساجد تاریخی قزوین و یادگاری از دوران فتحعلیشاه قاجار است. این مسجد که گاه مسجد سلطانی نیز خوانده می‌شود، در خیابان امام خمینی، جنب بازار قزوین قرار گرفته و نمازجمعه این شهر در آن برگزار می‌شود. در مسجد در بیشتر ساعات روز باز و محل عبور و مرور رهگذران است.


 

حمام قجر
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

حمام قجر از بزرگترین و قدیمی‌ترین حمام‌های قزوین و جایگاه موزه مردم شناسی این شهر است. این حمام برخلاف نام خود، در دوره صفویه، توسط یکی از سرداران شاه عباس ساخته شده و بیش از 400 سال قدمت دارد. در حمام قجر، جلوه‌هایی از تاریخ اجتماعی  قزوین را در سه بخش اقوام، آداب و رسوم و مشاغل به نمایش گذاشته‌اند. این حمام در خیابان عبید زاکانی واقع شده و زمان بازدید از آن همه روزه از ساعت 9 تا 30‌:19 است.


 

سردر عالی‌قاپو  و خیابان سپه
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

قزوین در دوره شاه تهماسب صفوی، دارای کاخی به نام عالی قاپو بود که اکنون تنها سردر شکوهمند آن باقی مانده است. این سردر رو به خیابان سپه (شهدا) چهره می‌گشاید که خود نخستین خیابان ایران به شمار می‌رود و حدود 500 سال قدمت دارد. این خیابان منبع الهام در ساخت خیابان چهارباغ عباسی در اصفهان بوده است.  


 

حسینیه امینی‌ها
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

حسینیه امینی‌ها در واقع یک خانه بزرگ تاریخی است که برای انجام مراسم مذهبی بویژه سوگواری محرم مورد استفاده قرار می‌گیرد و به همین علت به حسینیه معروف شده است. این خانه با چند دست حیاط در دوره قاجار ساخته شده و متعلق به یکی از تجار بزرگ قزوین به نام «حاج محمدرضا امینی»  بوده است. زیباترین بخش خانه امینی‌ها سه تالار بزرگ و مجلل آن است که با ارسی‌های  9 دهنه و گره چینی شده از هم جدا می‌شوند. در حسینیه امینی‌ها به طور معمول بسته است اما سریدار آن همیشه در را به روی گردشگران می‌گشاید. این حسینیه در خیابان مولوی قرار دارد.


 

آرامگاه حمدالله مستوفی
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

این آرامگاه هفت صد ساله با نمای آجری خود، یکی از زیباترین آثار تاریخی قزوین و متعلق به حمدالله مستوفی، مورخ بزرگ ایران در عصر ایلخانان مغول است. آرامگاه در خیابان طالقانی، کوچه مستوفی قرار گرفته و با وجود علاقه‌مندی گردشگران به دیدن آن، درهایش در بیشتر روزهای هفته بسته و موجب نارضایتی گردشگران است. 


 

شاهزاده حسین
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

شاهزاده حسین فرزند دو ساله امام رضا(ع) بود که گفته می‌شود در خلال سفر تاریخی ایشان از مرو به خراسان در قزوین از دنیا رفت و در همین شهر دفن شد. بنای اصلی بقعه او از آثار دوره صفویه و از حیث معماری بسیار نفیس است. همچنین سر در این امامزاده یکی از نمادهای شهر قزوین به شمار می‌رود. برای دیدن و زیارت بقعه شاهزاده حسین، باید به خیابان جمهوری اسلامی، محله خندقبار رفت.


 

دروازه تهران و در کوشک
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

قزوین در دوره‌های مختلف تاریخی  مثل اکثر شهرهای کهن ایران برج و بارو و دروازه داشته که از آن میان تنها دو دروازه باقی مانده است. یکی دروازه تهران در جنوب شهر و در کنار میدان تهران قدیم است که باز یکی از نمادهای شهر قزوین به شمار می‌رود و دیگری  دروازه در کوشک که به سمت الموت و شکارگاه‌های شمال قزوین باز می‌شده و در انتهای خیابان آزادی (نادری)  جای دارد.


 

آب‌انبارهای قزوین
قزوین گذرگاه یا سکونتگاه؟

قزوین دارای آب انبارهای بزرگی است که برخی‌شان مانند آب انبار سردار بزرگ در خیابان راه‌آهن، جزو بزرگترین آب انبارهای ایران قرار می‌گیرند. در ضمن باید از آب‌انبار حاج کاظم در انتهای خیابان تبریز نام برد که شهرتش را مدیون سردر کاشیکاری، طاق رسمی‌بندی و کتیبه سنگی و دو بادگیر خود است. آب انبار مسجد جامع قزوین نیز در نوع خود بسیار دیدنی است.  آب انبارهای قزوین در روزهای پنجشنبه و جمعه و نیز تعطیلات رسمی از 9 تا 18 قابل بازدید هستند.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


وب سایت روزیاتو: اگر در نوروز یا بهار ۹۶، قصد سفر به اقلیمی هیجان انگیز و جذاب را دارید، حتما چابهار را به شما پیشنهاد می کنیم. چابهار نگینی در استان تاریخی سیستان و بلوچستان است که با دارا بودن شهر سوخته (زابل) و بهشت باستان شناسی جهان، یکی از مرموز ترین نقاط کره زمین به شمار می رود.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

جایی دورتر از «ماخونیک» سرزمین لی لی پوتی های ایران، سرزمین مریخی ها قرار گرفته است؛ مکانی با کوه های مینیاتوری که پستی و بلندی های سیاره رویایی یاد شده را تداعی می کند.

اگر جیرفت را کالیفرنیای ایران می نامند، چابهار را باید “میامی” ایران دانست. شرایط آب و هوایی این شهر کاملا مشابه با بندر میامی فلوریدای آمریکا بوده و هم عرض جغرافیایی آن نیز شناخته می شود؛ جایی که یکی از دورترین شهرها به پایتخت ۲۳۰ ساله ایران است و به عنوان بزرگترین خلیج کشور، سرمایه گذاری های میلیارد دلاری در آن انجام می گیرد.

چابهار، تنها بندر اقیانوسی ایران است که در کرانه دریای مکران و اقیانوس هند واقع شده و لنگر گاه آن، قابلیت پهلوگیری کشتی های اقیانوس پیمای غول پیکر را دارد. به همین خاطر، چابهار از مناطق آزاد بازرگانی کشور به شمار می رود.

این مطلب عاشقان نوروز گردی ۹۶ را به چابهار می برد؛ جایی که گرم ترین نقطه ایران در زمستان و خنک ترین بندر جنوبی کشور در فصل تابستان بوده و یکی از مقصدهای رویایی گردشگری طبیعی محسوب می گردد.

چابهار کجاست؟

چابهار، یکی از شهرهای کمتر شناخته شده ایران است و حتی کسانی که تجربه سفر به کیش و بازی با دلفین های قشم را در کارنامه خود دارند، معمولا اطلاعاتی درباره نگین سیستان و بلوچستان ندارند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

چابهار همچون تنگه هرمز، یکی از استراتژیک ترین نقاط ایران به شمار می رود و به دلیل موقعیت راهبردی که نزدیک ترین راه دسترسی کشورهای محصور در خشکی آسیای میانه به آب های آزاد محسوب می گردد، از اهمیت بسیار برخوردار است. چابهار پایتخت ارتباطی افغانستان، ایران، ترکمنستان، ازبکستان، تاجیکستان، قرقیزستان و قزاقستان به شمار می رود.

چابهار را یکی از مهم ترین چهار راه های کریدور شمال به جنوب بازرگانی نیز قلمداد کرده اند. این فقط ظرفیت های اقتصادی و تجاری بند چابهار نیست که آوازه آن را شهره خاص و عام نموده؛ آب و هوای این شهر همیشه بهاری نیز یکی از مطبوع ترین شرایط را در فصول مختلف سال برای گردشگران به ارمغان می آورد.

هوای معتدل همیشه بهاری چابهار، گر چه زیبایی های سوباتان، بهشت اردیبهشت ایران در گیلان یا مناظر سحر انگیز اسالم به خلخال و نور به چمستان را ندارد، اما برای کسانی که از سرمای شدید یا گرمای خسته کننده بیزار هستند، انتخاب فوق العاده ای خواهد بود. فرهنگ و سنت مردمان چابهار نیز در نوع خود جالب است. ویدیوی زیر گوشه هایی از آن را نشان می دهد.

چابهار همیشه بهار ایران، بیش از ۱۷۱ هزار کیلومتر مربع وسعت دارد و در منتهی الیه جنوب شرقی کشور قرار گرفته است؛ جایی که دریای عمان و اقیانوس هند را می توان مشاهده کرد و به ایرانشهر و نیک شهر و استان های کرمان و هرمزگان نیز سفر نمود.

موقعیت جغرافیایی بند چابهار سبب می شود که شما بتوانید از فرصت های گردشگری، تفریحی، تجاری و تاریخی در استان های مختلف هم مرز با سیستان و بلوچستان نیز استفاده کنید. در واقع سفر به این بندر، یک تیر و چند نشان است که در نوروز و به طور کلی در بهار، یک انتخاب ارزشمند خواهد بود.

برای هموطنان تهرانی، سفر به چابهار یکی از طولانی ترین سفرها چه هوایی و چه زمینی است. فاصله چابهار تا تهران بیش از ۲۲۰۰ کیلومتر برآورد می شود. اگر بخواهید از زاهدان به چابهار سفر کنید، ۷۰۰ کیلومتر مسافت پیش روی شما خواهد بود. اگر روادید پاکستان را داشته باشید، می توانید از طریق خط دریایی چابهار به کراچی، یکی از بنادر جذاب و شلوغ پاکستان را نیز تماشا نمایید.

فاصله بندر چابهار ایران تا بندر کراچی پاکستان حدود ۹۰۰ کیلومتر است و سفرها از طریق هواپیما و کشتی انجام می شوند.

داستان نام چابهار

اسم هر دیار و کوی و برزنی در ایران، همچون برخی از شهرهای جهان وجه تسمیه ای دارد. گمان بر این است که چابهار، تغییر یافته چهار بهار است. گمان دیگر نیز بر این عقیده استوار است که در قدیم مردم چابهار به شهر خود چه بار می گفتند و بعدها اسم مذکور به چابهار تغییر یافته.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

چون چابهار بندر بود و همواره مسافران و تاجران با بار و توشه به این دیار سفر می کردند، بومیانی که به استقبال آن ها می رفتند از مردم می پرسیدند چه باری دارید. برای همین، چابهار را تغییر یافته چه بار می دانند.

جالب است بدانید که در گویش محلی چابهاری های خونگرم و مهمان نواز ایران، کسانی هستند که در اطراف چاه سکونت داشته و جهت تامین آب، چاه حفر می کردند. واژه چه، به معنای چاه آب بوده است.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)مسابقات خودروهای دو دیفرانسیله در بندر چابهار.

آب و هوای چابهار همانطور که گفتیم، معمولا بهاری است و هوای مطبوعی برای سفر در همه ایام سال دارد. متوسط دما در طول سال، به ندرت بالاتر از ۲۵ درجه سانتیگراد می رود و این مسئله شرایطی فوق العاده را برای گردشگری فراهم می سازد.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)
چابهار و کوه های مینیاتوری؛ بهشتی در بهار

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

کوه های مینیاتوری چابهار، عاشقان طبیعت گردی به خصوص عکاسان را شیفته خود کرده است. اگر از چابهار به سمت شرق این منطقه حرکت کنید، منظره ای متفاوت و شگفت انگیز در برابر دیدگان شما قرار می گیرد که همچون تابلوهای نقاشی، بخشی از شکوه نقاش طبیعت را بر روی بوم ایران زمین، به غمزه ای نقش بسته است.

کوه هایی سر به فلک کشیده، با برش ها و فرم های متفاوت و متنوع که شکوه اکسپرسیونیسم و رئالیسم را در جشنواره ای از زیبایی و جذابیت، در معرض دیدگان عاشقان ایران قرار می دهند. گویی وارد سیاره دیگری شده اید و تابش نور خورشید، کوه های رنگارنگ آن را جلا می دهد. اما خاک بندر چابهار، بر خلاف خاک جزیره رنگارنگ و مرموز هرمز، قابل خوردن نیست.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

کوه های مینیاتوری یا مریخی چابهار، شهره جهانی دارند. در جاده چابهار به بندر گواتر، مناظری می توان دید که منحصر به فرد است و نمونه اش را در هیچ جای سرزمین پر افتخار ایران مشاهده نمی کنیم. اگر اسالم به خلخال و نور به چمستان و جاده حیران و هراز و دو هزار، در بهار و فصل خزان، دیدگان را مست غمزه طبیعت می کند، جاده چابهار به گواتر را نیز باید در فهرست شگفت انگیز ترین جاده های ایران جای داد.

جنس رسوبی کوه ها و هم چنین فرسایش خاص آن ها سبب شده که شیارها و تراش های زیبایی بر روی کوه ها نقش بندد و تابلویی جذاب را در برابر رهگذران و ایرانگردان قرار دهد. اگر به تصاویری که از کره ماه گرفته شده نگاه کنید، خلل و فرج و نقش هایی قابل مشاهده است که می توان آن ها را با مناظر کوه های چابهار مقایسه کرد.

تداعی مناظری از کوه های کره ماه، ظاهر چاک چاک و همچنین شکل های نامانوس و عدم پوشش گیاهی در کوه های چابهار، شکوه کوبیسم گونه نقاش طبیعت را در جشنواره ای از زیبایی و حیرت، در برابر دیدگان ما قرار می دهد.

قدمت کوه های چابهار به بیش از ۵ میلیون سال پیش باز می گردد. این منطقه را باید همچون جنگل ابر سمنانی ها، یکی از قدیمی ترین نقاط کشور از نظر دوران زمین شناسی دانست. آسمان چابهار نیز همچون خاکش ارزش فراوانی دارد.

یکی از بهترین نقاط کشور برای رصد صور فلکی، آسمان چابهار است. به همین خاطر، چابهار را مقصد نجوم گردی کشور نیز می دانند. انجمن های نجوم آماتوری، معمولا از این اقلیم برای فعالیت های رصد استفاده می کنند.

اگر بخواهیم درباره کلیات نحوه شکل گیری کوه های مریخی در چابهار مطلبی بگوییم، باید عنوان کنیم که فرآیندهای تکتونیکی به جهت فرو رانش پوسته عمان به زیر مکران و فرسایش آبی و بادی، از جمله مهم ترین دلایل شکل گیری این کوه های شگفت انگیز به شمار می روند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

کوه های چابهار را یکی از پدیده های جذاب و شگفت انگیز علم زمین شناسی می دانند که بر اثر فرسایش سریع توسط باد و باران به این شکل در آمده است.

کوه های مینیاتوری چابهار، در واقع امتداد رشته کوه های زاگرس هستند و تا پاکستان پیش می روند. این ارتفاعات از ماسه و خاک رس تشکیل شده اند. رسوبات بقایای جانداران دریایی مانند انواع صدف ها، خرچنگ ها، گونه های مختلف ماهی و دیگر سخت پوستانی که پس از مرگ در دریا، اجسادشان به صورت رسوبات آهکی رسوب کرده، در کاوش ها دیده شده است.

همچون سایت تاریخی و جهانی تخت جمشید یا عمارت کلوزئوم شهر رم ایتالیا که زیر خروارها خاک قرار داشت، وزش باد و باران های موسمی سبب گشته تا خاک از روی دامنه های آن کنار رفته و کوه ها بیرون بیایند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

این کوه ها از سی کیلومتری شرق چابهار آغاز و تا ده ها کیلومتر به سمت شرق ادامه پیدا می کنند. با کمتر از نیم ساعت رانندگی از مرکز چابهار به سمت بندر گواتر، می توان ناظر بر شکوه طبیعت در جنوب کشور بود.

گشتی در صورتی ترین تالاب ایران

تنها کوه های مینیاتوری چابهار نیستند که این بندر را به شهرت رسانده اند. تالاب لیپار که صورتی ترین تالاب کشور به شمار می رود، در مسیر جاده ساحلی چابهار به گواتر قرار گرفته و در ساحل دریای عمان واقع شده است.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

تالاب، در واقع در تنگه و دره صخره ای مشرف به کوه قرار دارد و در آن آب دریای عمان ساکن شده و منطقه ای مناسب برای زیست گیاهان و جانواران بومی را پدید آورده است.

اگر پانزده کیلومتر به شرق چابهار سفر کنید، در نزدیکی روستایی به نام رمین، یکی از زیباترین مناظر تالابی کشور را شاهد خواهید بود.

روییدن گونه های مختلفی از گزنه همراه با بلوط، صحنه های فوق العاده ای را خلق کرده که در کمتر جایی در ایران می توان چنین شکوهی را به نظاره نشست. پرندگان شکاری و غیر شکاری مانند عقاب، تیهو، حواصیل، فلامینگو و کشیم، از جمله جذابیت های تالاب هستند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

در این منطقه می توان شاهد رویش پنبه های وحشی هم بود که مردم منطقه از آن برای تشک دوزی استفاده می کنند.

تالاب صورتی لیپار که با جذر و مد قرمز همراه شده، منظره ای دیدنی را در سواحل جنوبی استان سیستان پدید آورده است. چنین صحنه هایی به واسطه فعالیت پلانکتون ها به وجود می آیند.

پلانکتون های گیاهی بسیاری که در آب وجود دارند. آن ها در کنار وفور مواد آلی و معدنی که از طریق رودخانه ها و خورهای متصل به خلیج به این حوزه هدایت می شوند، سبب ارتقای تولید بیولوژیکی در بعضی از فصول سال شده و به همین خاطر، رنگ شگفت انگیزی را در آب به وجود می آورند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

جریانات دریایی حاصل از طوفان های مونسون که از شاخصه های منحصر به فرد حوزه اقیانوسی دریای عمان به شمار می رود، سبب ازدیاد بیش از حد جمعیت پلانکتون های گیاهی در ماه های پس از تابستان می شود.

از بهمن تا اواخر اردیبهشت ماه، شاهد پدیده جذر و مد قرمز در منطقه خلیج گواتر هستیم. این مسئله یکی از عوامل بوجود آورنده نوکتیلوکامیلیاروس است و در ماه های پایانی سال بر تعداد آن ها افزوده می شود. فرآیند “کشند قرمز” از جمله فرآیندهای بیولوژیکی در محیط های آٖبی بوده که توسط پلانکتون های گیاهی به وقوع می پیوندد.

همه این عوامل سبب گشته که آب به رنگ صورتی در بیاید. این پدیده نقش مهمی در تامین زنجیره غذایی و انرژی در اکو سیستم آبی منطقه دارد. بررسی ها نشان می دهند که بیش از نود گونه پلانکتون گیاهی، بیش از سی گونه پلانکتون جانوری و شصت گونه انواع نرم تنان و ماهی و سخت پوستان، در تالاب وجود دارند.

اقامت در چابهار

اقامت در چاربهار، فرصت های مختلفی را در اختیار گردشگران قرار می دهد. فرصت های اقامتی در چابهار بر خلاف کیش که جشنواره ای از هتل های لوکس و فوق مدرن خاورمیانه (از داریوش تا مارینا پارک) را ارائه می کند، با محدودیت های زیادی مواجه است.

برخی از هتل های چابهار از جمله هتل لیپار و هتل بین المللی لاله، از جمله مراکز اقامتی لوکس بندر همیشه بهاری ایران هستند. هتل سپیده و مهمانسرای کشتیرانی، از جمله دیگر مکان های اقامتی مقرون به صرفه این شهر به شمار می روند. البته همانند مناطق شمالی کشور، بومیان، بخشی از فضای خانه خود را به صورت موقتی یا دربستی اجاره می دهند که می توان از طریق موسسات گردشگری در شهر خود یا آژانس ها توریستی چابهار، اطلاعات لازم را دریافت کرد.

در صورت تمایل به تهیه هتل در چابهار می توانید به سایت جاباما مراجعه کنید.

غذاهای چابهار: از “کنک” تا “ماشنیگ”

مردم خونگرم چابهار همچون اهالی خطه جنوب کشور، عاشق خرما هستند. ماهی و خرما، قوت اصلی مردم جنوب است به شمار می رود. خرما یکی از راهبردی ترین کالاهای کشاورزی با ارزش غذایی فوق العاده بالا بوده و برای وارد شدن آن به سبد غذایی خانواده های ایرانی، باید تلاش های بیشتری صورت گیرد.

با خرما و ماهی می توان غذاهای رنگارنگ بسیار و مقوی را طبخ کرد که البته چابهاری ها در این زمینه مهارت زیادی دارند. خوراک خرما از مهم ترین خوردنی های چابهار محسوب می شود. البته، کنک که نوعی حلوا است، به عنوان میان وعده در بین اهالی منطقه معروف شهرت دارد.

بتو ماش، شودوده، بتوهواری، ماشینگ، پاکگین ماهیک، کورک، گلوهک، ناروش، کیش و دلگ، از جمله غذاهای معروف محلی چابهاری ها هستند که در رستوران های شهر می توان ردی از آن ها پیدا کرد و مزه نمود. رستوران بلوچ، یکی از مقصدهای غذای محلی چابهار است که به شما توصیه می کنیم.

از دیگر رستوران های معروف شهر می توان به رستوران تهرانی ها، رستوران بام چابهار، رستوران بام صدف و رستوران هتل لیپار اشاره کرد. البته بستنی فروشی نعمت هم مدتی است که آوازه ای برای خود در شهر فراهم کرده.

خرید در چابهار: از “ادویه مهاراجه” تا “بستنی نعمت”

در سفر به بندر اقتصادی و گردشگری چابهار، خرید بخش لاینفکی خواهد بود. با این حال توصیه می کنیم بیشتر وقت خود را به دیدن از جاذبه های طبیعی شهر اختصاص دهید.

بازارها و مراکز تجاری منطقه آزاد چابهار، یکی از جذابیت های ویژه آن هستند. بازارهای ۵ گانه صدف، تیس، پردیس و صالحیار، از پر مخاطب ترین بازارهای این منطقه تجاری جنوب شرق کشور محسوب می شوند.

در سفر به چابهار، نان سنتی و صنایع دستی این اقلیم را که در جشنواره صنایع دستی تهران شاهد بودید را فراموش نکنید. سوزن دوزی، گلابتون دوزی و خرید نان های تینی و گحری، از جمله ارمغان های سفر به چابهار خواهند بود.

ادویه ها مخاطبان بسیاری در چابهار دارند. این شهر نزدیک پاکستان است و کشور یاد شده هم در تجارت ادویه فعالیت زیادی دارد. ادویه های هندی معروف چابهاری را می توان در بسیاری از فروشگاه ها از جمله ادویه مهاراجه پیدا کرد. خرید میوه های گرمسیری و زیتون محلی، از دیگر ارمغان های خوشمزه سفر به چابهار به شمار می روند.

گورستان های تاریخی منطقه

یکی از مناطق دیدنی چابهار که در روستای تیس واقع شده، گورستانی با سنگ قبرهای عظیم الجثه اسن که داستان های جذابی را روایت می کند. عجیب بودن منطقه سبب شده تا همچون کویر جن سمنانی ها، این منطقه نیز نام جن به خود بگیرد. در بندر چابهار رمز و رازهای زیادی نهفته است.

در این گورستان ها، قبرها کنار هم روی سطحی صخره ای حفر شده اند که این شیوه حفاری، پرسش های بسیاری را به وجود آورده است.

قبور جنانی گچ در روستای تیس در دامنه کوه پیل بند در جنوب دره تیس واقع شده اند. جنانی کچ محلی است که بنا بر باور مردم جن‌ ها در آن سکونت داشته اند. قبرهای جنانی کچ در یک سرازیری ملایم قرار دارند و شبیه به آرامگاه سیراف بوشهر به نظر می رسند؛ با این تفاوت که تعداد قبرها کمتر و جهت آن‌ ها تقریبا شمالی جنوبی یا شمال شرقی جنوب غربی است.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

در میان قبرها چند قبر ایستاده به چشم می‌خورد و یک مقبره پلکانی با سرپوش صندوقچه‌ای از سنگ و گچ به صورت نیمه سالم بدون لوحه و تزئینات خارجی وجود دارد که به نظر می‌رسد از دوران اسلامی یا جدید باشد. تقریباً حدود ۲۰۰ قبر کهن درمحوطه قدیمی آن وجود دارد.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

محوطه باستانی دمب کوه در حدود ۹۰ کیلومتری شمال شرقی چابهار در بخش دشتیاری در فاصله ۵/۲ کیلومتری روستای بلور مچی در ناحیه باهوکلات قرار گرفته‌ است. در این محوطه باستانی به طور تقریبی حدود ۴۵۰۰ تا ۵۰۰۰ تدفین وجود دارد. این قبور به شکل اتاقکهایی به اندازه‌های ۱×۱ و ۲×۵/۱ و ۲×۲ متر بنا گردیده‌ اند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

گورستان تپه نهادی در پنج کیلومتری چابهار روستای تیس در دامنه کوه فیل بند و در جنوب تیس در یک زمین با شیب ملایم قرار دارد. تعداد این قبرها زیاد نیست ولی سه مقبره در کنار هم قرار دارند که دو قبر بزرگ در دو طرف و یک قبر کوچک در میان آنها واقع شده‌ است.

جهت آنها شمالی جنوبی و شیب آنها رو به شمال است، بنا بر این سرمرده‌ ها در جهت جنوبی شمالی قرار گرفته اند. هر سه قبر در سنگ کنده شده‌ اند. احتمالا این مقابر متعلق به اعضای یک خانواده هستند که در یک حادثه از بین رفته‌ اند. چنین قبرهایی بصورت خانوادگی و دسته جمعی در گورستان کارتار در لبنان دیده شده‌ است. گورستان قدیمی دشتیاری نیز در بخش دشتیاری قرار دارد.

سر آوریل اشتین در ۱۹۳۲ میلادی این محل که قدمت آن به پیش از تاریخ دوره آهن می‌ رسد را کاوش کرده‌ است. قبور شناسایی شده در این منطقه دارای نوعی سفال خشن قرمز یا خودی با روکش سفید هستند که روی بعضی از آنها آثاری از قبیل مانده‌ های غذا و یا آثار سنگی و فلزی دیگر مشاهده شده‌ است. تعداد این قبور به ۳۰۰۰ عدد می‌ رسد.

غارهای بان مسیتی در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس در دامنه کوه شهبازبند قرار گرفته اند. یک غار طبیعی و دو غار مصنوعی در کنار هم قرار دارند. مردم محل مجموعه این غارها را به نام بان مسیتی می‌ شناسند.

قلعه گردی در چابهار

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)ویرانه های منطقه تاریخی تیس چابهار

علاوه بر گورستان گردی و کوهنوردی در چابهار، یکی دیگر از جذابیت های تاریخی این منطقه، قلعه های تاریخی آن است که دیدنی های بسیار دارد. معروف ترین قلعه، قلعه تیس است که به قلعه پرتغالی ها شهرت یافته.

اگر به ۵ کیلومتری شمال غربی چابهار بروید، می توانید این قلعه را مشاهده کنید. این مکان یکی از آثار ثبت شده ملی کشور نیز به شمار می رود. علاوه بر آن، قلعه پیروز گت در بخش مرکزی پنج کیلومتری شمال غربی چابهار در روستای تیس قرار گرفته. این اثر از دوره اشکانیان و ساسانیان باقی مانده است.

این قلعه بر فراز تپه‌ ای در وسط دره تیس واقع شده است. ارتفاع تپه از ارتفاع دو رشته کوه اطراف تپه بیشتر نیست. قلعه بلوچ گت در بخش مرکزی ۵ کیلومتری شمال غربی روستای تیس قرار دارد. این قلعه بر بالای کوهی مرتفع واقع شده و آثار دیوار قلعه و یک برج دیدبانی از آن بر جای مانده‌ است. بقایای دو مقبره هرمی شکل برجسته که با سنگ و ساروج بنا گردیده‌ و از نوع مقابر اسلامی هستند نیز به چشم می خورد.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)تصویری از قلعه انوشیروان در اطراف چابهار

قلعه انوشیروان سنگان در بخش دشتیاری دهستان باهوکلات در دو کیلومتری روستای سنگان قرار دارد و قدمت آن به ۳۰۰ سال پیش باز می گردد. نوشیروان خان از قوم گیچکی ساکن در گیچ حدود ۳۱۱ سال پیش به باهوکلات مهاجرت کرده و قلعه را ساخته‌ است.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)

قلعه باتل در دبستان پلان روستای گتیگ بر روی تپه خاکی قرار دارد. لایه‌ های سنگ عظیمی بر روی تپه نمایان است که با فرسایش خاک زیر آنها خالی شده‌ است. آثاری از فسیل حیوانات و صدفهای دریایی در محل دیده می‌ شود که بیانگر این است در سالیان کهن این ناحیه جزئی از دریا بوده‌ است. در قسمت بالای کوه پاره‌ هایی از ظروف سفالی جلب نظر می‌ کنند.

آثاری از برج و باروها نیز به چشم می خورد که به مرور زمان به کلی تخریب شده‌ اند و تنها خرابه‌ ای از آن باقی‌ مانده. در محل آثاری از یک چاه به قطر یک متر و سی سانتیمتر و به شکل دایره که در دل کوه کنده شده، دیده می‌ شود. در پنج کیلومتری شمال غربی روستای تیس آثار بارویی که چندین کیلومتر طول دارند، به چشم می خورند. آن ها دره را از غرب به شرق در بر گرفته و به فیل‌ بند معروف هستند.

سفر به چابهار: گشتی در بهاری ترین بندر ایران (1)تصویری از حضور گردشگران در اطراف بقیای قلعه پرتغالی ها

این دیوار عظیم با سنگ گچ و ساروج ساخته شده‌ است. مردم محلی بر این باورند که سطح نزدیک خط‌الراس این رشته کوه محل نگهداری فیل‌ های شاه بوده و فیل بانان در آن جا فیل تربیت می‌کرده‌ اند.

در حال حاضر در طول رشته کوه فیل بند، آثار پی‌ ها، بندها، حفره‌ ها و چاه‌ هایی وجود دارد. احتمالا تأسیسات ساختمانی، بازرگانی، شهری، انبارها و سراهای مشهور شهر قدیمی تیس، در قسمت قدیمی و بر فراز ارتفاعات سراسری دره تیس قرار داشته است. دره تیس همچنین محل زراعت و دامنه آن محل دفن اموات بوده‌ است.

توصیه های چابهار گردی

1- پیش از سفر به چابهار، آخرین اطلاعات مقصد را از درگاه اداره گردشگری سیستان و بلوچستان استعلام کنید.

2- برای رزرو محل اقامت و تورهای گردشگری و بلیط هواپیما، از خدمات گسترده درگاه گردشگری پین تا پین و زورق استفاده کنید.

3- به دلیل آنکه چابهار، یکی از مقاصد هیجان انگیز نوروزی در مناطق جنوبی است، در اسرع وقت نسبت به رزرو محل اقامت اقدام کنید.

4- یکی از معروف ترین درخت های چابهار، انجیر معابد (لور لول)، و به زبان محلی‌ها کرگ نام دارد که در نوار ساحلی چابهار دیده می شود. در این گیاه شیره سفید رنگی جریان دارد و نوع آن از درختان کائوچوئی است. تاج این درخت بزرگ و پهن است و از انشعابات آن ریشه‌ های نابجا می‌ روید.

میوه‌های آن نارنجی رنگ و به درشتی فندق و قابل خوردن است. عموماً این درختان دارای قدمتی بالای صد سال هستند و اکثراً در نزدیکی زیارتگاه‌ ها قرار دارند و یا قبلاً زیارتگاه بوده‌ اند. در حال حاضر در روستاهای رمین، تیس کوپان، ماشی، لیپار و کوپان سر از این درخت‌ها وجود دارند.

5- اگر به سمت خلیج گواتر رفتید، توجه داشته باشید که در ناحیه خور باهور و در رودخانه باهور کلات، جنگلی از گونه حرا وجود دارد. حرا درختچه‌ ای است که در مرداب های نواحی گرم کرانه‌ های عربستان، مصر و جنوب ایران از جمله شهرستان چابهار می‌ روید. از مشخصات حرا این است که دانه‌ اش روی درخت مادر رشد اولیه را طی کرده و سپس نهال جوان حاصل از درخت جدا شده و به مرداب می‌ افتد.

6- رودخانه باهوکلات در ۹۰ کیلومتری شرق چابهار به خلیج گواتر دریای عمان سرازیر می‌شود. این رودخانه به دلیل زیستگاه تمساح ایرانی از نظر گردشگری اهمیت زیادی دارد. گاندو یا تمساح پوزه کوتاه بطور طبیعی در این منطقه زندگی می‌ کند.

7- اگر فرصت کردید، به مناطق ساحلی رفته و با سبک زندگی صیادان، شیوه صید و پخت و پز آن ها آشنا شوید.

همچون توصیه های همیشگی، درگاه های اطلاع رسانی آرمان سفر و دنیای سفر، راهنمای خوبی برای شما جهت سفر به نقاط مختلف ایران و جهان هستند. ویدیوی زیر زیبایی های چابهار را در کمتر از دو دقیقه به شما نشان می دهد.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


برترین ها: هر چند هرگوشه این مرزپرگهر سرشار از زیبایی و دیدنی است اما آمار نشان مي‌دهد  که استان‌هاي گیلان و مازندران و همین‌طور اصفهان و فارس از مهم‌ترین هدف‌هاي گردشگری نوروزی محسوب مي‌شوند. آنهایی هم که از سرما و برف خسته شده‌اند راهی جنوب کشور مي‌شوند. شما نوروز امسال به کجا سفر مي‌کنید؟ قبل از اینکه چمدان‌تان را ببندید این مطلب را بخوانید.

گیلان

مسیر زمینی تهران به رشت یکی از بهترین راه‌هاي زمینی ایران است. تمام مسیر تهران-کرج-قزوین- رشت ، آزاد راه است. فاصله تهران تا رشت 320 کیلومتر است. در مسیر کرج – قزوین و بعد از اینکه خروجی طالقان را رد کردید مجتمع‌هاي پذیرای خوبی وجود دارد که مي‌توانید از آنها استفاده کنید. در آزادراه قزوین – رشت تا رسیدن به منجیل خبری از مجتمع‌هاي پذیرایی نیست غیر از اینکه راه را بلد باشید و یکی دوتا  خروجی آزادراه به جاده  قدیم را بشناسید ما این گزینه را توصیه نمي‌کنیم.

راه‌هاي بین شهری گیلان هم از کیفیت متوسطی برخوردار است اما بیشتر ییلاقات گیلان دارای جاده‌هاي بسیار بد و در بسیاري موارد خاکی هستند.  اگر قصد بازدید از ییلاقات گیلان را دارید حتما از اطلاعات مردم محلی یا مشورت با راهنمایان گردشگری محلی بهره‌مند شوید. شهرهای گیلان به دليل تراکم زیاد و بافت سنتی خود در ایام نوروز ترافیک بسیار شدیدی دارند، توصیه مي‌کنیم تا مي‌توانید از بزرگراه‌هاي بیرون شهر استفاده کنید.

اگر مي‌خواهید به گیلان سفر کنید خودتان را برای باران آماده کنید. چتر و بارانی یادتان نرود، گیلان است دیگر ناگهان وسط یک روز آفتابی آسمانش هوس باران مي‌کند. بیشتر زیبایی‌هاي شمال زیبایی‌هاي طبیعی است،  جنگل، کوه و دشت و دریا پس کفش مناسب پیاده‌روی را فراموش نکنید بهتر است کف کفش‌تان آج‌دار باشد تا در دشت و کوه و جنگل سرنخورید و حادثه‌ای برای‌تان پیش نیاید.

دیدنی‌هاي گیلان را به سه دسته تقسیم مي‌کنیم؛ جلگه مرکزی، غرب و شرق. ساحل‌هاي گیلان از جلگه مرکزی به سمت شرق گسترده شده‌اند البته در غرب گیلان هم یک ساحل جنگلی بسیار زیبا به نام «گیسوم» هست. اما غرب گیلان بیشتر به دليل ییلاقات و جنگل‌هايش معروف است. بازارهای محلی گیلان را از دست ندهید، دوتا از معروف‌ترین‌هايش بازار قدیم رشت و بازار هفتگی است که هر پنجشنبه در شهر جمعه بازار دایر مي‌شود.

گیلان ، ارتفاعات ماسوله

بازدید از موزه میراث روستایی رشت را به هیچ وجه از دست ندهید. در تعطیلات نوروز سازمان میراث فرهنگی گیلان در این اکوموزه انواع مراسم جالب سنتی را نیز اجرا مي‌کند که دیدنش خالی از لطف نیست.بازدید از قلعه‌رودخان مي‌تواند یک روز کامل شما را به خود اختصاص دهد،  فقط یادتان باشد که یک روزآفتابی را به این بازدید اختصاص دهید چون سنگفرش مسیر دو ساعته روستا تا قلعه بدون کارشناسی لازم با سنگ صیقلی رودخانه‌ای انجام شده و با کوچک‌ترین نم بارانی مي‌تواند منجر به حادثه شود.تله کابین و کلوچه‌هاي سنتی (کوکی) لاهیجان، سورتمه تالش، گشت دریایی مرداب انزلی، آبشار ویسادار، منطقه زیبای سرولات و غذاهای خوشمره خاور خانوم را هم از دست ندهید.

بازدید از ماسوله را به عصر یک روز غیرتعطیل موکول کنید و بهتر است شب ماسوله را هم تجربه کنید به مراتب از روزش آرام‌تر و دیدنی‌تر است. نشانی رستوران‌هاي خوب گیلان به‌خصوص رشت را از مردم خونگرم رشت بپرسيد و به تابلوها و تبلیغ‌هاي جاده‌ای توجه نکنید بهترین رستوران‌هاي رشت در محله‌هاي قدیمي‌ و جاهایی دور از بزرگراه‌ها هستند.

متاسفانه گیلان از اماکن اقامتی کافی که در ایامي ‌مانند نوروز جوابگوی خیل مسافران باشد برخوردار نیست. تعداد هتل‌هاي خوب گیلان کمتر از20 هتل است و در مجموع به کمتر از 3000 نفر مي‌توانند سرویس بدهند. در شهرها و روستاهای ساحلی شمال یکی از مشاغل مردم اجاره خانه و ویلا است اما بهتر است برای امنیت و آسایش بیشتر با ستاد تسهیلات سفرهای نوروزی استان گیلان تماس بگیرید تا فهرست افراد مجاز ارائه خدمات اقامتی را دریافت کنید.


 

مازندران

40 کيلومتري نزديک گيلان!

برای رسیدن از تهران به ساری 2 راه پیش رو دارید: 

1- جاده تهران- فیروزکوه- پل سفید- قائم شهر- ساری   به طول 283 کیلومتر

2- جاده  تهران – هراز -آمل- بابل – ساری به طول 260 کیلومتر

هرچند جاده فیروزکوه کمي ‌طولانی‌تر است اما به مراتب جاده بهتر و امن‌تری نسبت به جاده هراز است.مازندران هم  مانند گیلان سرشار از چشم‌اندازهاي طبیعی زیباست پس کفش مناسب یادتان نرود. اگر اهل کمپینگ هستید ییلاقات مازندران به مراتب جاده‌هاي بهتری نسبت به ییلاقات گیلان دارند اما یادتان باشد که کوه‌های سپید پوشی که مازندران را در آغوش گرفته‌اند باعث سرمای ییلاقات و مناطق مرتفع این استان مي‌شوند. اگر هوس کمپینگ کردید لباس گرم یادتان نرود.

اگر از جاده فیروزکوه به سمت ساری مي‌روید یک توقف کوتاه در گدوم و خوردن آش دوغ‌هاي معروفش را فراموش نکنید. به ورسک که رسیدید حتما بازدیدی از پل ورسک داشته باشید. این پل با دهانه 66 متری و ارتفاع 110 متر از کف زمین حدود 70 سال پیش با ابتدایی‌ترین وسایل ساخته شده و یکی از شاهکارهای مهندسی است. در ادامه مسیرتان به پل سفید مي‌رسید.  اگر زمان کافی دارید کنار پمپ بنزین پل سفید از جاده فرعی سمت چپ با 20 دقیقه راندن به روستای سنگده بروید و زیباترین جنگل راش ایران را ببینید.  مي‌توانید برای ناهار در همین جنگل و در منطقه‌ای به نام تلارسربند که چشمه آب و سرپناهی دارد  چادر بزنید.

 

مازندران نسبت به گیلان از امکانات اقامتی بیشتر و بهتری برخوردار است. از ساری به سمت فرح آباد که بروید ویلاها و مجتمع‌هاي اقامتی و پذیرایی زیادی مي‌بینید. معروف‌ترین و خوشمزه‌ترین اکبرجوجه ایران را مي‌توانید در ساری پیدا کنید. همچنین در مسیر جنگل زارع در حومه ساری یک رستوران محلی دیگر هست که مي‌توانید انواع غذاهای ایرانی و محلی را بخورید.

مازندران، چشمه های رنگی باداب سورت

مازندران به جز ساحل دیدنی‌هاي بسیاری دارد، طولانی‌ترین و یکی از زیباترین جاده‌هاي جنگلی ایران جاده جنگلی ساری به کیاسر است. در این جاده مي‌توانید یکی از نادرترین جاذبه‌هاي زمین گردشگری جهان یعنی چشمه‌هاي رنگی بادآب سورت را ببینید. همچنین دریاچه میانشه در روستای چورت و سد سلیمان تنگه و دریاچه زیبای آن نیز مسیر دسترسی شان از همین جاده است. در بهشهر شبه جزیره میانکاله را از دست ندهید. در روزهای آغازین فروردین هم مي‌توانید تک و توک پرنده‌هاي مهاجر را در اطراف این شبه جزیره ببینید.

منطقه تاریخی و طبیعی عباس آباد هم هرچند در تعطیلات نوروز شلوغ مي‌شود اما دیدنی است. بابلسر یک مجموعه اقامتی با نام پارکینگ دارد که درست روبه‌روی ساحل بوده و از امکانات خوبی نیز برخوردار است. نوشهر، چالوس، تنکابن و رامسر پشت‌شان را به کوه و جنگل تکیه داده‌اند و پاهای‌شان در دریاست. تنکابن و رامسر معمولا به نسبت نوشهر و چالوس خلوت‌ترند. جاده دوهزار و سه هزار را در تنکابن از دست ندهید و همین‌طور ییلاق زیبای جواهرده را در رامسر. تله‌کابین رامسر هم شما را از کوه و جنگل به دریا مي‌رساند و با زیبایی‌هاي بهشتی سرمست‌تان خواهدکرد.

به نقشه مازندران که نگاه کنید متوجه مي‌شوید که این استان در محور شرقی – غربی گسترده شده است. با توجه به تراکم شهرهای ساحلی و جاده‌هاي باریک در تعطیلات نوروز برای طی مسیر 20 کیلومتری بین دو شهر ممکن است 2 ساعت در ترافیکی سنگین اسیر شوید. بهتر است برای گشت و گذار در مازندران از یک گوشه آن شروع کنید و به گوشه دیگر بروید تا مجبور به رفت و برگشت نشوید. بهتر است محل اقامت‌تان را هم در روزهای مختلف سفر طوری تغییر دهید که نزدیک به جاذبه‌هاي گردشگری مورد نظرتان باشد.


 

مقایسه دو استان گیلان و مازندران

نمره‌هاي بین 5 تا 5- است. هرچه این عدد مثبت‌تر باشد یعنی نمره بهتری در آیتم مورد نظرکسب شده است.




سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


یکی از شاخصه های حفظ تاریخ و تمدن در تبریز، موزه های گران قدر و با ارزش آن است. از موزه تاریخ طبیعی این شهر گرفته تا موزه شهرداری که گستره وسیعی از موضوع های مهم از حیات وحش تا هنر و صنایع دستی و تاریخ معاصر تبریز را به نمایش می گذارند. امروز می خواهیم به یکی از این موزه ها سری بزنیم و در مورد پیشینه سرزمین‌مان اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم. با ما همراه باشید تا در زمان سفر کرده و تاریخ و هنر را از دید موزه آذربایجان به شما معرفی کنیم.

موزه آذربایجان در شهر تبریز یکی از مهمترین موزه ها و جاذبه های این شهر تاریخی و دیدنی ست و آثار بسیار مهمی از پیشینه و تمدن باستانی کشورمان را در خود جای داده است. قدمت و غنای این آثار، موزه آذربایجان را به یکی از مهمترین موزه های کشور تبدیل و آن را به عنوان دومین موزه باستان شناسی کشورمان پس از موزه ملی ایران مطرح کرده است. در کنار اهمیت علمی و پژوهشی که موزه آذربایجان برای پژوهشگران و باستان شناسان دارد، گردشگران داخلی و خارجی نیز از این موزه به عنوان یکی از بهترین جاذبه های گردشگری تبریز یاد کرده اند. این موزه با داشتن آثاری منحصر به فرد و خاص از دوران بسیار کهن و تاریخی ایران، مجموعه ای جذاب و به نسبت کامل از سکه های قدیمی، کتابخانه ای سه هزار جلدی و مجسمه هایی مفهومی و هنری، می تواند بسیاری از سلیقه ها را راضی و شما را به سفری در تاریخ مهمان کند.

تاریخچه موزه آذربایجان

در سال های 1306 و 1307 خورشیدی، نمایشگاه بزرگی از سکه های تاریخی در مکان قبلی کتابخانه تربیت تبریز برگزار شد. پس از برگزاری این نمایشگاه بود که نخستین جرقه ها برای ایجاد موزه ای در تبریز زده شد. گفته شده است سکه های به نمایش در آمده در این نمایشگاه همان سکه هایی ست که شهرداری تبریز در جریان کشف گورستانی تاریخی در گَجیل (یکی از محله‌های تاریخی و کهن شهر تبریز) پیدا کرده بود. پس از کشف 57 سکه نقره و 26 سکه طلا از این محل، مسوولان تبریزی به فکر تاسیس موزه ای برای نمایش و نگهداری آنها افتادند.

تقریبا 20 سال بعد از این اتفاق و حدود دو سال بعد از تاسیس دانشگاه تبریز، روز دوشنبه 13 تیرماه سال 1328، موزه دانشکده ادبیات به عنوان نخستین موزه شهر ایجاد شد. پس از افتتاح این موزه، اولین کارها برای تشکیل موزه ای مستقل برای تبریز در سال 1335 کلید خورد. در 17 آذرماه 1335 علی دهقان، مدیر کل وقت فرهنگ آذربایجان شرقی، انجمنی را در اداره فرهنگ آذربایجان پی ریزی کرد و هدف آن را پیگیری کارهای تاسیس موزه آذربایجان قرار داد. این انجمن مسوولیت یافتن مکانی برای احداث ساختمان موزه آذربایجان، جمع‌آوری اشیای تاریخی، تصمیم‌گیری درخصوص محتوای موزه و تامین بخشی از هزینه‌های احداث بنای موزه را برعهده داشت.

اما پیدا کردن مکانی مناسب به یکی از دغدغه ها و مشکل های اصلی بر سر راه تاسیس موزه تبدیل شده بود. بالاخره با تلاش های فراوان، قطعه زمینی در ضلع غربی محوطه مسجد کبود در اختیار اداره فرهنگ شهر تبریز قرار گرفت.

در تیرماه سال 1336 دهقان از آندره گدار معمار و باستان شناس شهیر و ماهر فرانسوی درخواست کرد تا همراه با سید محمدتقی مصطفوی، مدیرکل وقت باستان شناسی کشور راهی تبریز شوند تا موضوع ایجاد موزه و محل ساخت آن را مورد بررسی قرار دهند.

روز شنبه پانزدهم تیرماه سال 1336 در حضور آندره گدار و برخی از مسوولان شهری کلنگ ساخت موزه بر زمین زده شد و کارهای ابتدایی ماده سازی زمین و پی کنی شروع شد. آن گونه که در سندهای موجود آمده است نقشه ساختمان موزه آذربایجان، طرح اولیه آندره گدار بود. این طرح به وسیله اسماعیل دیباج، نماینده اداره کل باستان شناسی، ترسیم شد و به تایید نهایی گدار رسید.

همزمان با انجام این کارها، علی دهقان در تیرماه سال 1336 از موزه ایران باستان و سید محمدتقی مصطفوی، وزیر فرهنگ و هنر درخواست کرد تا تعدادی از آثار از موزه ایران باستان به موزه آذربایجان فرستاده شود. با این درخواست موافقت شد و به دستور وی 202 قطعه از اشیای تاریخی موزه ایران باستان برای نمایش در موزه آذربایجان به تبریز انتقال داده شد. این آثار را اسماعیل دیباج، رییس وقت اداره هنرهای زیبای آذربایجان از موزه ایران باستان دریافت کرد، به تبریز آورد و در تالار بالایی کتابخانه ملی تبریز به همراه تعدادی از آثار اهدایی مردم به نمایش گذاشت. به این شکل پایه های موزه آذربایجان در روز دوازدهم مرداد ماه سال 1336 در تبریز گذاشته شد.

روزنامه توحید افکار در شماره 308 خود در تاریخ دوشنبه پنج خرداد 1337 در مورد موزه آذربایجان این گونه نوشته است:

    چون ممکن است اتمام ساختمان مدتی طول بکشد، بنابراین آقای دهقان چندین اتاق از ساختمان کتابخانه ملی را به موزه تخصیص داده‌اند و اشیا و اثاثیه موزه آذربایجان در آن اتاق‌ها چیده شده است. اداره باستان‌شناسی یک نمونه از آثار باستانی که در موزه تهران مکرر بوده به تبریز فرستاده و اشیایی نیز از طرف اهالی به موزه اهدا شده که فعلا در ویترین‌های مخصوص جا داده‌اند و بدین‌ ترتیب موزه آذربایجان عملا تاسیس شده است.

 این روزنامه همچنین از مردم دعوت کرد تا آثار تاریخی و هنری خود را به موزه آذربایجان اهدا کنند:

    طبق تصمیم وزارت فرهنگ، نصف مخارج ساختمان را دولت پرداخت خواهد کرد و در سال 1337 دولت یک میلیون ریال به این منظور به ساختمان موزه کمک خواهد کرد. مبلغ 170هزار ریال که سال گذشته از طرف اهالی جمع شده بود خرج شد و بنای ساختمان با پولی که دولت کمک کرده ادامه دارد و امید است به زودی یک ساختمان آبرومند به نام موزه آذربایجان در تبریز ساخته شود. چنانچه گفتیم دولت در نظر دارد فقط نصف هزینه ساختمان را بدهد؛ نصف دیگر را باید اهالی پرداخت کنند. لذا امید است که به زودی اهالی با همت آذربایجان و آذربایجانیان محترم پایتخت، وجه لازم را در اختیار کمسیون موزه بگذارند تا بنای موزه زودتر به پایان رسد. از عموم اهالی آذربایجان انتظار می‌رود اشیایی که ارزش هنری و تاریخی دارند به موزه اهدا کنند که هم در موزه بهتر نگاه‌داری شود و هم مورد استفاده قرار گیرد. بعد از موفقیتی که تبریز در تاسیس کتابخانه ملی به‌دست آورده همه امیدوار هستند که در مورد موزه هم موفق خواهد شد.

با شروع عملیات اجرایی بنای موزه، کار جمع آوری آثار و مطالعه در مورد انتخاب محلی مناسب برای افتتاح نیز آغاز شد. این کار تا سال 1338 ادامه پیدا کرد. اشیایی که جمع آوری می شدند همچنان در ساختمان کتابخانه ملی تبریز قرار داشتند. در نهایت هنرستان دخترانه تبریز از لحاظ ساختمان برای موزه مناسب تشخیص داده شد. اشیای اهدایی هیات های باستان شناسی، آثار اهدایی مردم و دیگر آثار در سه غرفه در سال 1338 در سالن ها و کلاس های هنرستان به نمایش درآمدند.

در این زمان سیدجمال ترابی‌ طباطبایی ریاست موزه را بر عهده داشت و غرفه های موزه آذربایجان به این شرح بودند:

غرفه باستان‌شناسی: آثاری که در این بخش به نمایش درآمده بودند را هیات حفاری تپه حسنلو و مردم مختلف به موزه اهدا کرده بودند. در این بخش سکه‌های ادوار مختلف تاریخ ایران، آثار سفالی و مفرغی مکشوفه از تپه حسنلو، ظروف چینی بقعه شیخ صفی‌الدین اردبیلی و غیر از آن در این قسمت نمایش داده می شدند.

غرفه مشروطیت: مجسمه نیم‌تنه ستارخان سردار ملی، لوازم‌التحریر مرحوم ثقةالاسلام، اسلحه کمری ستارخان، تابلوهایی از عکس‌های دوران مشروطه و غیر از آن در این غرفه قرار داشت.

غرفه مردم‌شناسی و هنرهای ملی: آثار این غرفه اهدایی اداره موزه‌ها و فرهنگ عامه هنرهای زیبای کشور به موزه آذربایجان بود که شامل پارچه‌های دست‌باف ایرانی (زری و مخملی) لباس‌های محلی و غیر از آن می شد.

احداث ساختمان اصلی چهار سال طول کشید و انتظارها برای افتتاح آن در یازدهم مهر سال 1341 به پایان رسید. این بنای تماشایی با هنر و کار حاجی ابوالقاسم معمار، یکی از معماران شهیر تبریز به سرانجام رسید.

معماری و بخش های مختلف موزه آذربایجان

موزه آذربایجان در بنایی با سه طبقه به مساحت 3000 هزار مترمربع ساخته شد. طراح ساختمان با استفاده از قوس های جناغی، فضای ایوان مانند در نمای جنوبی، جرزهای عمودی و تکرار پنجره هایی با قوس جناغی در بین جرزها، نگرشی سنتی از ساختمان سازی را به تصویر کشیده است. ورودی موزه پلکانی سنگی و دَرِ چوبی و بزرگی دارد و با دو شیر سنگی به بازدیدکنندگان خوش آمد می گوید.

ساختمان موزه بخش های مختلفی مانند چهار تالار نمایش اشیای تاریخی، بخشهای اداری و فنی (آزمایشگاه و مخازن) و کتابخانه تخصصی دارد.

1-طبقه همکف

تالار طبقه همکف، آثاری از دوران پیش از اسلام را به نمایش درآورده است.

طبقه اول موزه خود از سه بخش تشکیل شده است:
  •     تالار دوره اسلامی
  •     بخش سکه و مهر
  •      کتابخانه موزه

در بخش اسلامی آثاری از قرن های اول تا چهاردهم هجری دیده می شود.

سکه ها و مهرهای تاریخی و ارزشمند موزه آذربایجان در تالار ضلع شمالی همین طبقه نگهداری می شوند. این مجموعه سکه، کلکسیونی به نسبت کامل از تمام ادوار تاریخی کشورمان ایران را به نمایش می گذارد. سکه هایی که از دوره هخامنشی تا دوره قاجار مورد استفاده قرار می گرفتند. همچنین مهرهایی از هزاره سوم قبل از میلاد تا چند سده اخیر در این بخش وجود دارند.

کتابخانه تخصصی موزه آذربایجان بخش مهم دیگر این مجموعه است. این کتابخانه با دارا بودن بیش از سه هزار جلد کتاب یکی از مهمترین مراجع و منبع پژوهشگران و علاقه مندان به تاریخ و باستان شناسی به شمار می رود.

موزه آذربایجان تبریز ناقص
 موزه آذربایجان تبریز ناقص
3- زیرزمین

در تالار زیرزمین موزه آذربایجان مجموعه ای جذاب و تماشایی از آثار هنری یکی از هنرمندان مجسمه ساز تبریزی به نام احد حسینی به نمایش گذاشته شده است. موضوع و مفهوم این مجسمه های گچی، مضامین اجتماعی در جامعه بشری امروزی است. این مجسمه ها دید عمیق و تاثیرگذاری از سرگذشت و اخلاق انسان در طول قرن ها به ویژه قرن بیستم می دهند.

4- بخش سنگ نگاره ها

جدیدترین بخشی که سال 1386 به موزه آذربایجان اضافه شد، بخش سنگ نگاره های آن است. سنگ مزارهای تاریخی، پیکره های سنگی، پیکره های انسانی، سنگ گورها، و سنگ های کتیبه دار و قوچ های سنگی این بخش به فهم بخشی از تاریخ ایران کمک شایانی می کنند.

 

موزه آذربایجان تبریز ناقص

گنجینه هایی که در موزه آذربایجان خواهید دید

در این قسمت به مرورِ آثار و اشیای مهمی که در موزه آذربایجان به نمایش درآمده است می پردازیم.

1- آثار طبقه همکف

در طبقه همکف می توانید آثار تاریخی و هنری که مربوط به سال های قبل از ورود اسلام به ایران و دوران اسلامی هستند را مشاهده کنید.

*از جمله مهمترینِ این آثار می توان به سفال هایی با قدمت هفت هزار سال مربوط به تپه اسماعیل آباد اشاره کرد. این سفال ها تاریخی ترین اشیای موزه هستند؛ سفال هایی خام و نپخته و دست ساز که بدون کمک چرخ سفال گری یا کوره ساخته و در مقابل آفتاب،‌ خشک شده اند.

*سنگ های معدنی سِرپانتین که در شهر جیرفت یافت شده اند و قدمتی به درازای دوران پیش از تاریخ دارند. این سنگ های معدنی با تصاویری از گیاهان و حیوانات مختلف تزیین شده اند.

*مجسمه سه هزار ساله الهه زن که در رستم آباد گیلان یافت شده نیز در این طبقه قرار دارد. این مجسمه ارزش زن در دوران ایران باستان را به نمایش می گذارد.

*ریتون های دو تا سه هزار ساله نیز در قفسه های شیشه ای این موزه به چشم می خورند و نشانی از تاریخ کهن و غنی ایران را در خود دارند. ریتون ها ظرف هایی با ترکیبی از نیم تنه یک حیوان و جام شربت خوری هستند که بیشتر در مراسم آیینی مورد استفاده قرار می گرفتند.

*یکی از معروفترین آثار موزه آذربایجان سنگ بسم الله ساخته دست محمدعلی قوچانی‌ست که در انتهای سالن طبقه همکف قرار گرفته است. چهار قسمت از این سنگ پنج قسمتی، قاب آن را تشکیل می دهند و یک قسمت دیگر آن متن سنگ است. این تابلو در زمان ناصرالدین شاه ساخته شد و هنر دست سازنده خود محمد علی قوچانی معروف به میرزا سنگلاخ را به نمایش می  گذاشت. او که کارش حجاری روی سنگ بود،‌ نیت می کند این سنگ مرمر را که سه تن وزن داشته به شکل امروزی خود در بیاورد تا آن را به مزار پیامبر در مدینه هدیه کند. این سنگ در 8 سال تکمیل و به سه زبان ترکی استانبولی،‌ عربی و فارسی آیات قرآن بر روی آن حجاری شد.

*از دیگر جذابیت های موزه آذربایجان جسد زن و مردی‌ست که در سال 1378 در جریان حفاری از محوطه مسجد کبود و موزه عصر آهن به دست آمد. در واقع این اسکلت ها در گورستانی قدیمی مدفون شده بودند.

*در کنار اینها آثاری مانند ظروف سفالی و چشم مصنوعی از شهر سوخته سیستان، آثار سنگی از جیرفت،‌ اشیا مفرغی از شهر خداآفرین،‌ مجسمه هایی از رستم آباد گیلان نیز در این موزه در معرض دید بازدیدکنندگان قرار گرفته اند. در حیاط موزه نیز آثار و مجسمه‌‏های سنگی نگهداری می‌‏شود.

 

موزه آذربایجان تبریز ناقص

 

 موزه آذربایجان تبریز ناقص

 

2- آثار طبقه اول

قدیمی ترین گنجینه هایی که در طبقه اول موزه آذربایجان به چشم می خورد آثاری از قرن چهارم هجری و شهر تاریخی نیشابور است. از مهمترین ویژگی این آثار می توان به استفاده از خط کوفی،‌ نقش‌های اسلیمی و لعاب سفید اشاره کرد.

*قفل رمزی سده ششم هجری دیگر شی بسیار مهم و جذاب موزه آذربایجان است. این قفل که از جنس مفرغ ساخته و در بخش آثار اسلامی جای گرفته، از شهر مراغه کشف شده است. قفل رمزی مفرغی 4 سگک بادامی و ریز دارد و رمزهای آن نه بر روی اعداد که بر روی حروف الفبا (ک، د‌،‌ الف، ی) نشسته اند و این موضوع باز کردن آن را بدون دانستن رمز، کاری غیر ممکن می کند. اگر شخصی بخواهد بدون دانستن رمز، این قفل را باز کند باید بیش از پنجاه هزار بار رمز این قفل را جابه‌جا کند.

*مهرهایی به شکل استمپ و سیلندر که در قبل از اسلام بر روی گِل و بعد از اسلام بر روی کاغذ زده می شدند، از دیگر آثار جالب موزه آذربایجان هستند. از جمله این مهرها می توان به مهرهای استوانه ای یا سیلندری اشاره کرد که مانند دیگر مهرهای قدیمی به وسیله گِل پخته، گچ و مرمر ساخته شده و در شکل های نیمکره، استوانه یا سیلندر مورد استفاده قرار می گرفتند. صاحبان مهرها باید آنها را بر روی قطعات گل مرطوب فشار می دادند یا می غلتاندند تا نقش مهر بر روی آن بیفتد. نقش های ساده یا هندسی، تصاویر حیوانات، موجودات نیمه خدا و انسان نقش های مهرهای تاریخی را تشکیل می دادند.

*ظروف سفالی دوره ایلخانی اوج به کارگیری ذوق و هنر در ساخت سفال را نشان می دهند. این ظروف سفالی که با رنگ های شفاف و با نقاشی صورتک های انسانی و یا خط و کتابت تزیین شده اند، بخشی دیگر از آثار این مجموعه را تشکیل می دهند.

 

موزه آذربایجان تبریز ناقص

3- آثار طبقه زیرزمین

مجسمه هایی که در زیرزمین موزه به نمایش درآمده اند قصد دارند سرگذشت انسان نخستین تا انسان مدرن و آنچه بر وی گذشته را روایت کنند. سازنده این مجسمه ها قصد دارد در آثار خود راهی که انسان از گذشته تا کنون آمده است را نشان دهد و موانع، ناکامی ها و شکست هایی که در این راه داشته است را به نمایش بگذارد.

موزه آذربایجان تبریز ناقص
 موزه آذربایجان تبریز ناقص
مسیر دسترسی

آدرس: استان آذربایجان شرقی، تبریز، خیابان امام خمینی، جنب مسجد کبود

اگر می خواهید از موزه آذربایجان بازدید کنید باید خود را به مرکز شهر تبریز برسانید و سوار بر اتوبوس های خط راه آهن – آبرسان شده و در ایستگاه مسجد کبود پیاده شوید. اگر هم می خواهید از مترو استفاده کنید می توانید در ایستگاه شهید بهشتی توقف کرده و با 500 متر پیاده روی خود را به موزه برسانید.

بهای بلیت

گردشگران داخلی: 3000 تومان

گردشگران خارجی: 20000 تومان

شماره تماس: 35261696-041

ساعت بازدید: همه روزه از ساعت 9:00 تا 17:30

البته باید توجه داشته باشید که ساعت بازدید موزه ممکن است در روزهای مختلف سال فرق کند بنابراین بهتر است قبل از رفتن به موزه با تماسی از باز بودن آن اطمینان حاصل کنید.

روزهای تعطیل: موزه آذربایجان در روزهای تاسوعا، عاشورا، رحلت پیامبر، شهادت امام جعفرصادق و 22 بهمن تعطیل است. البته امکان دارد دَرِ این موزه در بعد از ظهرِ روز 22 بهمن به روی علاقه مندان باز باشد.

جاذبه های نزدیک

اگر دوست داشتید پس از بازدید از موزه آذربایجان از دیدنی های دیگر این شهر نیز دیدن کنید می توانید به سراغ این چند جاذبه نزدیک موزه بروید.

  • میدان ساعت در فاصله حدود 300 متری
  • ارگ علیشاه تبریز در فاصله حدود 2 کیلومتری
  • مسجد کبود در همسایگی موزه آذربایجان
  • موزه عصر آهن در همسایگی موزه آذربایجان



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


هفته نامه کرگدن – مجتبا پورمحسن: پژوهشگران معتقدند تنوع غذای گیلانی که به دلیل برخورداری از محتویات غنی طبیعی سالم تر هستند، در افزایش سن امید به زندگی در این منطقه بی تاثیر نبوده است.

1. ترامپ و پاچ باقلا

 

اواخر سال 2016، زمانی که دونالد ترامپ چهل و پنجمین رییس جمهور ایالات متحده شد، در کانال های تلگرامی گیلان یک جوک دست به دست می شد. جوک محبوب آن روزها خطابه ای ساختگی از رییس جمهوری منتخب امریکا بود که در آن ترامپ می گفت بعد از سفر به اکثر کشورهای جهان و اندوختن ثروت بسیار و البته پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری امریکا تنها یک آرزو دارد: این که به رشت بیاید و باقلاقاتق با پاچ باقلا بخورد! پاچ باقلا یک اصطلاح محلی در استان گیلان است و برای انواعی از لوبیا که در نوع مصرف مشترک هستند به کار می رود. در این جوک نه ترامپ مهم است نه خود پاچ باقلا، چیزی که بر اهمیت آن تاکید می شود میل شدید ایرانی ها به غذاست.

 

هفت نکته درباره جادوی غذاهای گیلانی 

2. از کرج تا رشت

 

باورکردنش شاید سخت باشد اما حقیقت دارد، خیلی هم واقعیت دارد. چند نفری را می شناسم که از کرج می کوبند و چیزی حدود 300 کیلومتر می رانند تا به رشت برسند و در رستوران گیلانی غذا بخورند و برگردند. سر حرفشان که بنشینی می گویند هیچ جوری نمی شود بهتر از این نشان داد غذای رشت خوشمزه و لذیذ است؛ آن قدر که حاضری 300 کیلومتر رفت و 300 کیلومتر برگشت را به جان بخری و خودت را جلوی غذاهای متنوع گیلان بگذاری.

3. غذا برای سیرشدن نیست

 

غذا برای گیلان اهمیت زیادی دارد. در گیلان غذا صرفا برای رفع گرسنگی نیست، بلکه به نوعی تامین کننده میل تنوع طلبی گیلانی هاست. این که چرا و در چه فرایندی این اتفاق افتاده به اقلیم بر می گردد. وجود جنگل های سرسبز با تنوع پرندگان و حیواناتی از گوشت شان در غذا استفاده می شود و همچنین بودن دریای خزر و رودخانه های بزرگ پرآب با ماهیان متنوع باعث شده هیچ گاه سفره گیلانی ها خالی نباشد. نه این که آن ها برای پرکردن سفره های شان کار راحتی داشته باشند، نه، اما با وجود این همه نعمت گیلانی ها شاید کمتر از مردم دیگر اقلیم های ایران دغدغه پرکردن شکم را داشته باشند. به همین دلیل ذائقه و تنوع ذائقه، سفره گیلانی ها را بسیار رنگین کرده است. این ذائقه اتفاقا کار را برای آشپزها سخت تر می کند. چون به دست آوردن دل گیلانی ها که به ظرایف آشپزی توجه ویژه ای دارند به همین راحتی نیست. چاشنی ها در سفره های رنگین گیلانی به اندازه خود غذا اهمیت دارند و گاه از آن مهم تر می شوند.

4. جاذبه های آشکار غذای گیلانی

 

غذای گیلانی تنها برای خود گیلانی ها جذاب نیست. در طول اعصار خارجی هایی که به ایران آمده اند، مجذوب ذائقه گیلانی ها شده اند و در خاطرات خود حتما به غذا اشاره کرده اند. الکساندر شودزگو شاعر، اسلام شناس و ایرانشناس لهستانی در کتاب «سرزمین گیلان» درباره غذای گیلانی ها نوشته: «مردم گیلان ماهی شور را بیشتر به عنوان چاشنی به کار می برند تا این که به عنوان یک رکن اساسی غذا. در سراسر سرزمین ایران تنها گیلان است که گوشت گاو استفاده می شود و آن ها را در بازارها می فروشند. طیور همه جا فراوان است و مهارت آشپزهای این سامان حتی در دربار تهران از اشتهاری تام برخوردار است.»

 

همچنین لویی رابینو در اوایل قرن بیستم در کتاب «ولایات دارالمرز ایران» در مورد غذاهای گیلانی نوشته: «غذای اصلی گیلانی ها عبارت است از چلو (برنج پخته با آب) و تکه ای ماهی شور. مردم مراکز بزرگ جمعیت در این منطقه نان مصرف نمی کنند.» در سال های اخیر نیز گردشگران خارجی توجه ویژه ای به غذاهای گیلانی داشته اند و اگر از آن ها بخواهید پنج جمله درباره گیلان بگویند به احتمال قریب به یقین به غذاهای گیلانی هم اشاره می کنند.

 

هفت نکته درباره جادوی غذاهای گیلانی 

 زن گیلانی در حال کباب کردن ماهی

5. امید به زندگی

 

فکر می کنید گیلانی ها چند نوع غذا دارند؟ بیست نوع؟ چهل نوع؟ پنجاه نوع؟ صد نوع؟ نه! به روایتی 170 نوع غذا در گیلان طبخ می شود، اگرچه برخی پژوهشگران می گویند 270 نوع غذا در گیلان شناسایی شده است. باقلاقاتوق، چخرتمه، کوکوی مرغ، اناربیج، شش انداز، سیرابیج، شیرین تره، خالو آبه، نازخاتون، موتن جن، لونگی، کولی غورابیج، ماهی فیبیج، ماهی قلیه شمالی، واویشکا، ترش شامی، شامی، کوکوی اشبل، کوکوی گردو، شاه کوکو و کوکوی اوزون برون، کال کباب، بورانی بادمجان و…

 

این ها تنها تعدادی از غذاهای لذیذ و منحصر به فرد گیلانی است که دل می برد. می گویند سن امید به زندگی در گیلان 75 سال است و این سه سال بیش از میانگین سن امید به زندگی در ایران است. پژوهشگران معتقدند تنوع غذای گیلانی که به دلیل برخورداری از محتویات غنی طبیعی سالم تر هستند، در افزایش سن امید به زندگی در این منطقه بی تاثیر نبوده است.

6. در ستایش غذای خانگی


مسافران و گردشگرانی که به رشت می آیند، تنوع غذایی بی بدیل این شهر را در کلبه های غذاخوری با نمادهای محلی مثل کلش و حصیر در فضای جنگلی، در مکان های سنتی و رستوران ها به همراه استفاده از ظروف سفالی و چوبی محلی، در مسیر جاده های منتهی به رشت و خیابان های اصلی و فرعی آن به چشم می بینند. مردم رشت اعتقاد دارند بهترین غذاها در منزل تهیه می شود و بر همین اساس رستوران ها هم تلاش می کنند غذاهای شان طعم غذاهای خانگی را داشته باشد تا مشتری بیشتری جلب کنند. شاید رشت بیش از هر شهر دیگری در کشور (به نسبت جمعیت و وسعت) رستوران داشته باشد.

 

هفت نکته درباره جادوی غذاهای گیلانی 

راه اندازی انواع رستوران های مدرن و محلی، جاده ای و شهری اکنون که به یکی از فرصت های کارآفرینی در رشت تبدیل شده است. ثبت شدن رشت در شبکه شهرهای خلاق جهان در رشته خوراک شناسی امکانات جدیدی را برای توسعه گردشگری و ایجاد مشاغل وابسته در دیگر استان ها و کشورهای آسیایی و اروپایی فراهم کرده است. این قابلیت ها در سال 1393 شهرداری رشت را بر آن داشت تا در ابتدا با راه اندازی دفتر همکاری های شهرداری رشت و کمیسیون ملی یونسکو- ایران به سوی جهانی کردن این شهر حرکت کند. سپس با برنامه ریزی مناسب و اجرای دقیق در زمینه های مختلف فرهنگی، علمی- آموزشی و کالبدی شرایط برای برداشتن گامی بزرگ تر مهیا شد.

 
پرونده نهایی رشت برای پیوستن به شبکه شهرهای خلاق جهان در حوزه خوراک شناسی 25 تیر 1394 (15 جولای 2015) به یونسکو ارائه شد. در نهایت شهر رشت روز 20 آذرماه 1394 (11 دسامبر 2015) به طور رسمی در شبکه جهانی شهرهای خلاق یونسکو در خوراک شناسی ثبت شد. شبکه جهانی شهرهای خلاق معتبرترین شبکه جهانی است که سال 2004 از سوی یونسکو پایه گذاری شده است. این شبکه خلاقیت مردم را براساس صنایع دستی، معماری و طراحی، رسانه، موسیقی و غذا به عنوان شاخصه های شهر خلاق بررسی می کند. درواقع شهر خلاق از نظر یونسکو جایی است که هنر و تنوع فرهنگی به دلیل اهمیت و توانایی خاص آن مورد تشویق قرار می گیرد و افراد می توانند در زندگی روزمره خود از فعالیت های خلاقانه بهره ببرند.

براساس استانداردهای یونسکو، نوآوری و توانمندی های شهروندان در توسعه پایدار شهری از ویژگی های این شهر است. در دنیای امروز میراث فرهنگی جهانی درصدد صیانت از قلمرو ذخایر فرهنگی با پنج بخش اصلی سنت های شفاهی، هنرهای اجرایی و نمایشی، فعالیت های جمعی آیین ها و جشن ها، دانش سنتی و اعمال مرتبط با طبیعت و کیهان، سنت های مرتبط با صنایع دستی است. این مفهوم تازه، میراث فرهنگی ناملموس نامیده می شود که نسل به نسل و سینه به سینه از اجداد بشر به انسان امروزی رسیده و بایسته است به نسل های بعدی نیز منتقل شود.

7. یونسکویی ها چرا عاشق غذای رشت شدند؟

 

رشت تنها شهر ایران است که در رشته خوراک در شبکه شهرهای خلاق جهان ثبت شده است. اگر یک بار طعم غذای گیلانی را چشیده باشید، حتما متوجه شده اید که چرا این تنوع غذایی نزد یونسکویی ها دلربایی کرده است. نچشیده اید؟ در اولین فرصت امتحان کنید.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری


روزنامه قانون: تصادفات مرگبار، بسياري از راه‌هاي ايران را به جاده‌ مرگ معروف كرده است اما در گذشته پيش از آنكه اين راه‌ها به‌دليل خطا‌ يا اشتباهات رانندگان به جاده مرگ معروف شوند، جاده‌هايي رويايي بودند كه ايرانيان خاطرات شيريني را از آن‌ها در ذهن خود ثبت كرده‌اند. جاده‌هايي كه جايگاه خاصي در داستان‌ها و اشعار ايراني دارند.

 

جاده‌هايي كه بسياري از داستان‌هاي عاشقانه سينما نيز از آنجا آغاز مي‌شوند. جاده‌هايي كه گاهي اوقات زيبايي‌ها مقصد در سايه آن‌ها گم شده و آنچنان رهگذران را جذب زيبايي‌هاي خود مي‌كنند كه هرآنچه قبل از آن مكان را به‌وادي فراموشي مي‌سپارند.

گوشه و كنار ايران زمين، جاده‌هاي رويايي وجود دارند كه دل هر گردشگري را مي‌ربايند؛ برخي جاده‌ها مانند چالوس، شهرت جهاني داشته و جزو زيباترين جاده‌هاي دنيا هستند. در اين گزارش به معرفي چند جاده‌ رويايي از شمال تا جنوب ايران مي‌پردازيم كه بايكديگر مي‌خوانيم.

مخمل سبزي به‌نام جاده شهرکرد به ایذه

 

خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

این جاده درفصل بهار فوق‌العاده زیباست و استان خوزستان را به استان اصفهان و چهارمحال و بختیاری وصل می‌کند. البته این جاده در زمستان بسیار برفگیر و سرد است. در واقع شما باید از مسیر ارتفاعات زاگرس (زردکوه ) عبور کنید تا بتوانید به مرکز ایران برسید.این مسیر مملو از جنگل‌های بلوط است و در بهار و تابستان، سرسبز و زیباست. در اسفند، می‌توانید دو هوای متفاوت بهاری در ایذه را با هوای سرد چهارمحال و بختیاری احساس کرده ودر عرض چند ساعت از زمستان به بهار سفر كنيد. همچنين سد زیبای کارون نيزدر این مسیر قرار دارد.

 


جاده‌ فيروزه‌اي جم به فیروزآباد

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

جاده جم به فیروزآباد، مرکز استان فارس را به عسلویه در کرانه خلیج فارس، بسیار نزدیک کرده و از جاده‌های بسیار دیدنی جنوب کشور است. در آغاز، جاده‌ای کوهستانی با شکل‌های خیالی و شگفت‌انگیز دو طرف جاده را گرفته است اما هرچه بیشتر وارد استان فارس می‌شوید، جاده سبزتر و طبیعت شگفت‌انگیزتر می‌شود.تنگه‌های اطراف جاده به‌ویژه شکاف «هایقر» تصاویری همچون «گراند کانیون» را برای‌تان تصویر خواهد کرد؛ با این تفاوت که این جاده‌ها علاوه‌بر سبز بودن، درآن‌هارودخانه‌ای پرآب نيز جاری است.

 


جاده جندق به معلمان، روياي كوير

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

اگر به تصاویر شگفت‌انگیز، وهم‌آلود و زیبای کویری علاقه‌مندید، جاده جندق به معلمان را از دست ندهید. این جاده از قلب کویر مرکزی ایران می‌گذرد و جنوب و شمال آن را به يكديگر وصل می‌کند. هنگام طی مسافت حدود ۲۰۰ کیلومتری این جاده، انواع بافت‌های عجیب و غریب کویری را مشاهده خواهید کرد. در برخی نقاط در دوسوی‌تان تا خط افق حتی بوته‌ای خار دیده نمی‌شود و گاهی تپه‌های سرخ رنگ خاکی نيز میدان دیدتان را می‌گیرد. سکوت کویر را اینجا می‌توانید تجربه کنید، این جاده از جندق در نزدیکی شهرستان خور و بیابانک استان اصفهان تا معلمان در نزدیکی دامغان استان سمنان است .

 


چالوس، چهارمين جاده زيباي جهان

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

جاده چالوس، نه تنها در ایران که در جهان نیز به‌عنوان یکی از زیباترین جاده های دنیا شناخته می شود. این جاده که یکی از پاتوق‌های آخر هفته گردشگران است،جاذبه‌هايي مانند آبشار، جنگل، باغ میوه، رودخانه، کوه های بلند و … را دارد. این جاده بیش از 80 سال قدمت دارد و پیچ و خم های آن برای بسياري گردشگران ،خاطره‌های طلايي را ثبت كرده‌است.

 


نگيني به‌نام جاده هراز

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

زيبايي جاده هراز بر هيچ‌كس پوشيده نيست، دركنار زیبایی جاده اصلي هراز، مسيرهاي فرعي مانند گنج‌ نهفته‌اندكه در كنار جاده هراز دلبري مي‌كنند. از جاذبه‌هاي اين جاده مي‌توان به دره گل زرد،‌ آبشار ملک بهمن، آبگرم لاریجان، منظریه،‌ استله سر،‌ آبگرم بایجان و اسک اشاره کرد.

 


گردنه حيران، زمرد سبز ايران

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

گردنه حیران در مسیر راه ارتباطی آستارا – اردبیل قرار گرفته ‌است. این گردنه، از یک طرف به کوه‌های پوشیده از جنگل‌های انبوه‌ و از طرف دیگر به دره‌ای نه چندان عمیق مشرف است. از میان این دره، رود آقچای عبور می‌کند که مرز میان استان گیلان ایران و کشور آذربایجان است.این گردنه در بیشتر زمان ها در زیر پوششی از مه قرار دارد و از نظر طبیعی دره‌ها و کوهپایه‌های آن، پوشیده از گل‌ها،گیاهان جنگلی و مرتعی هستند. این گردنه حدود ۱۵۰۰ متر از سطح دریا فاصله دارد. علت اصلی مه دايمی گردنه حیران، رطوبت دریای خزر است، نه ارتفاع زیاد.

 


كرند غرب ـ بابایادگار، جاده زيباي كوهستانی

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

جاده‌های كوهستانی استان كرمانشاه با طبیعت متفاوتی كه پیش روی گردشگران قرار می‌دهند، از دیدنی‌ترین جاده‌های ایران به شمار می‌آیند. یكی از بكرترین آن‌ها خروجی بابایادگار از جاده كرند غرب به سرپل ذهاب است. دو طرف جاده جنگل‌های بلوط و تپه‌های سبز و زرد، نگاه‌تان را مجذوب و سرگردان می‌كند و دیواره‌های سنگی عجیبی كه گهگاه اطراف‌تان می‌بینید،شكلی اسطوره‌ای به جاده می‌دهند. در كنار جاده بابایادگار، آبشار گمنام اما بی‌مانند ریجاب را نيز می‌توانید ببینید كه ارتفاع آن بیش از 150 متر تخمین‌زده می‌شود.

 


جاده افسانه‌اي شهداد به نهبندان

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي
زیباترین جاده کویری ایران، جاده شهداد به نهبندان است. سالانه بر شمار گردشگرانی که برای دیدن کویر زیبای شهداد، به این جاده می آیند، افزوده می‌شود.

گذر جاده از میان بزرگ‌ترین عارضه‌های کلوخی جهان معروف به «کلوت‌های شهداد» که گردشگران از آن به‌عنوان قصرهای «جن و پری» نام برده‌اند، از ویژگی های منحصر به فرد این جاده است. از سوی دیگر برآمدن خورشید از شرق و تابیدن آفتاب بر شن‌های طلایی کویر و تماشای غروب و نشستن ستاره‌هایی بر آسمان کویر که همه زمان‌ها برای شمردن آن‌ها کم است، جاذبه‌هایی است که هر فردی را به کویر می‌خواند.

 


جاده چابهار به بریس، مرواريد ساحلي

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي
جاده ساحلی چابهار-بریس تنها یک جاده کنار دریا نیست بلکه راهی برای پیوند دریا و چند جاذبه طبیعی دیگر است. سواحل صخره‌ای، تالاب لیپار، کوه‌های مینیاتوری، درخت انجیر معابد، جنگل حرا و پوششي از خزه و جلبک، از جاذبه‌های این جاده هستند.درخت انجیر معابد، حدود چند 10 متر قطر و تاجی در بالای خود دارد؛ میوه‌های آن نیز به شکل انجیر هستند.

در میان درختان جنگل حرا، پرندگان بسیاری مانند فلامینگو، عقاب‌و مرغ ماهی خوار را می توانید مشاهده کنید که روی این درختان لانه دارند. ساحل بکر و دریای چابهار در جاده ساحلی نیز، از دیگر زیبایی های آن هستند.

 


جاده رويايي زنجان به منجیل

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

از کیلومتر 15 اتوبان زنجان – قزوین، جاده‌ای به سمت شمال منشعب می شود که پس از ورود به آن می توانید از زیبایی‌ها لذت ببرید. این جاده پیچ های بسیاری دارد و در مرز استان زنجان و گیلان، نمای دریاچه سد منجیل بسیار زیبا و دیدنی است.

 


جاده طلايي طبس ـ خور و بیابانك

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

جاده‌های كویری فقط به دلیل بافت بیابانی اطراف‌شان زیبا نیستند؛ اگر در یك غروب زمستانی یا حتی پاییز در جاده طبس به خور و بیابانك حرکت کنید، احساس می کنید جاده از میان دریا می‌گذرد. بازتاب نور در دوسوی جاده، دریایی را پیش چشمان بیننده ترسیم می‌كند كه دریا نیست اما تا آن را لمس نكنید، باور نخواهید كرد كه فقط نمك سراسر چشم‌اندازتان را فراگرفته است. اگردیدنی‌هایی همچون تل‌ماسه‌ها، قلعه‌های اسماعیلی، درختان كهنسال و سدهای تاریخی ‌را به این و هم شگفت‌انگیز اضافه كنید، دلایل كافی را برای سفر به اين مكان خواهید یافت.

 


جاده هجیج ـ اورامانات، بهشت گمشده

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

اگر جاده پاوه تا هجیج را تا انتها بروید، با مناظر بكر و بدیعی از رودخانه پرآب سیروان، آبشارها و چشمه‌های گوناگون روبه‌رو می‌شوید. عرض كم، ریزش هر از گاه كوه، شیب تند و طرح هندسی عجیب این جاده نیز، هیجانی به یاد ماندنی را برای گردشگران رقم می‌زند. در برخی نقاط جاده، باغ‌های سرسبز و در نقاط مرتفع چند‌متر برف،تنوع آب و هوایی بی‌مانند این جاده هستند.

 


چشم‌اندازي فوق‌العاده در جاده سراوان ـ فومن

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

این بار كه از جاده رشت به شمال كشور می‌روید، نرسیده به رشت، جاده سمت‌چپ‌تان را كه به فومن می‌رود، انتخاب كنید. جدا از سرسبزی بی‌همتا و بكرش، اگر پاییز یا زمستان و به‌ویژه در ساعات اولیه صبح به این جاده برسید، با دیدن مه صبحگاهی كه بر رنگ قهوه‌ای مات درختان در زمینه آبی آسمان نشسته، رویایی در بیداری را تجربه می‌كنید.

 


جاده جنگلي عباس آباد به کلاردشت

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

به احتمال زیاد از میان جنگل بسیار زیبای عباس‌آباد گذشته‌اید. جاده‌ای بسیار سرسبز و زیبا با درختان کهنسال و رستوران‌ها و سفره‌خانه های متعدد که در طول مسیر عباس آباد به کلاردشت گسترده هستند. این جنگل به اندازه ای زیباست که اگر هر روز نيز از آن عبور کنید، دوباره چشم اندازهای آن، نگاه‌تان را جذب می‌کند و از زیبایی هایش لذت می برید.

 


جاده مرزي ارس به جلفا

 

 خاطرات طلايي سفر در جاده‌هاي رويايي

یکی دیگر از جاده های زیبای ایران در شمال غربی و در امتداد رود ارس قرار دارد. این جاده که به موازات ارس از منطقه ارسباران شروع و در جلفا تمام می شود، زیبایی های بسیاری در خود دارد. در طول مسیر این جاده، از یک طرف جنگل ها و کوه های سرسبز را می‌توانید مشاهده کنید و از طرف دیگر، رود ارس و خانه‌های روستایی و البته خالی از سکنه کشور همسایه. جاده‌هاي آن‌طرف را که برای کشورهای ارمنستان و منطقه مستقل نخجوان هستند، می توانید بسیار آسان ببینید و تنها فاصله با آن‌ها، یک رود است.



سلام پرشین کاملترین مرجع ایرانگردی و گردشگری